{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از این به بعد اگر بی بهانه گریه کنم

از این به بعد اگر بی بهانه گریه کنم
به من نخند و نگو مخفیانه گریه کنم
همان ترانه که با هم به خنده می خواندیم
زمان آن شده با آن ترانه گریه کنم
زمانه خواست که دود از سرم بلند شود
زمانه خواست ته قهوه خانه گریه کنم
تمام عمر به ساز زمانه رقصیدم
بگو چگونه به ساز زمانه گریه کنم؟
تو در مقابل و ایمان و عقل پشت سرم
مرددم چه کنم در میانه گریه کنم؟
تو را فقط برسانم به خانه ات.. خود را
سریعتر برسانم به خانه گریه کنم.
دیدگاه ها (۱۱)

‍ با خاطرش امشب هزاران قصه دارماول دلم را دست  مهرش  میسپارم...

مے رود قافله ے عمر، چه ها مے ماند..؟هر ڪه غفلت ڪند از قافله ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

سکوت چشم منتظر به‌چشم تو ترانه شدگلایه‌ ام از عاشقـی، ڪرانه ...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

دل که تنگ است، کجا باید رفت؟دلتنگیهیچ مقصدی ندارد.دلتنگی،راه...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁰صدای گلوله‌ها بی‌وقفه در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط