#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️
#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️
#پــــارت_3
جلو تر رفتم
اگه...اگه این موقع یکی گیرم می آورد چی؟
با دستای لرزون در ماشینو باز کردم..
با دیدن جلوم
یهو چشمام گرد شد
یه نفر با هیکل درشت و لباسای سیاهی روی صندلی دراز کشیده بود.
دستش...
یه سیگار نیمه سوخته دستش بود..
از شدت دود داخل ماشین به سرفه افتادم
یهو مچ دستم اسیر شد
پچ زد
- اومدی؟
از لحن خشدار جذابش ماتم برد..
- آقا..د..دستمو ول..
یهو با شدت کشیده شدم و افتادم تو ماشین روی هیکلش پخش شدم..
قلبم تند تند میزد
- آقا داری چیکار میکنی
ولم کن..
هیسیی کشید
مات چشمای سرخ و مژه های پر مشکیش بودم..
پچ زد
- حرف نزن؛ بمون سر جات!
مـ...ـست بود؟!
سرش که تو گلـ...ـوم فرو رفت نفسم بالا نیومد..
─━─━─⊲⋅⛅🐈⬛⋅⊳─━─━─
𝐉𝐨𝐢𝐧 ➛ @MoTarGeeM ..!
#پــــارت_3
جلو تر رفتم
اگه...اگه این موقع یکی گیرم می آورد چی؟
با دستای لرزون در ماشینو باز کردم..
با دیدن جلوم
یهو چشمام گرد شد
یه نفر با هیکل درشت و لباسای سیاهی روی صندلی دراز کشیده بود.
دستش...
یه سیگار نیمه سوخته دستش بود..
از شدت دود داخل ماشین به سرفه افتادم
یهو مچ دستم اسیر شد
پچ زد
- اومدی؟
از لحن خشدار جذابش ماتم برد..
- آقا..د..دستمو ول..
یهو با شدت کشیده شدم و افتادم تو ماشین روی هیکلش پخش شدم..
قلبم تند تند میزد
- آقا داری چیکار میکنی
ولم کن..
هیسیی کشید
مات چشمای سرخ و مژه های پر مشکیش بودم..
پچ زد
- حرف نزن؛ بمون سر جات!
مـ...ـست بود؟!
سرش که تو گلـ...ـوم فرو رفت نفسم بالا نیومد..
─━─━─⊲⋅⛅🐈⬛⋅⊳─━─━─
𝐉𝐨𝐢𝐧 ➛ @MoTarGeeM ..!
- ۵۴
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط