{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️
#پــــارت_4

دستمو بالا آوردم که سرشو کنار بزنم..

سیگارشو انداخت

محکم مچ دستمو اسیر کرد

غرید
- بشین سرجات رها!

رها کیه؟
منو اشتباه گرفته بود!

دقیقا روی هیـ...ـکل درشت یه مرد غریبه پهن بودم..

ملتمس لب زدم:
- آقا مسـ..ـتی منو اشتباه گرفتی
ببین رها نیستم!

نمیدونم چرا با اینکه حتی سرش بین گــ..ـردنم بود و بلند نفس میکشید..

چشاش سرخ بود و ترسناک

پوست گر..دنمو بین دنـ..ـدونش کشید
- بوی خوبی میدی!

چشمام گرد شد..

منو با یه رها اسم اشتباهی گرفته بود
داشت قورتم میداد..

هولش دادم
- بابا من رها نیستم

تو یه لحظه روانی شد و با فریاد بلندی که کشید قبض روح شدم

- اسم اون هر...زههه رو نیاار

مات موندم..

منو با دختری اشتباه گرفته بود که ازش متنفر بود؟

با حرکت بعدی دستش زیر لباسم..
─━─━─⊲⋅⛅🐈‍⬛⋅⊳─━─━─
𝐉𝐨𝐢𝐧 ➛ @MoTarGeeM ..!
دیدگاه ها (۰)

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_5دستش زیر لباسم رفت..پوسـ..ــت...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_6با دیدن خون روی دستش اخمی کرد...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_3جلو تر رفتماگه...اگه این موقع...

🤭🤭🤭

اعتماد پارت|۴۹|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط