جمعهها

"جمعه"ها
دل تنگ تریم
و بغض... مثل یک نارنجک
منتظر یک ضامن
سکوت می کند ،
واشک بدرقه ی آن ...

دو فنجان قهوه ی تلخ
چشم در چشم من و تو
در ایوان تنهایی
شاید دلمان را گرم کند ...

وای قهوه مان سرد شد ؛
امان از این
"جمعه" هایِ تنهایی ... ✶‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

شـایــد روزی بـفهمـد ،بـه خــاطـرش ..از چه هــا گــذشتــم !ا...

الهىدر این لحظات نزدیک افطارسلامتی ،نصیب خانواده هایماندلخوش...

خسته‌از شش روز جان‌دادن برای زندگیآه "جمعه" ای بداخلاق اساطی...

چایی می‌نوشیدم و یادش افتادم،یکباره دلتنگش شدم بغض‌کردم و اش...

حالا باز دوباره وقتش شده که برای تو بنویسم . باید جز به جز ا...

از آنسوی دشت های سرد به جستجوی برکت و خرمی آمده بودیم. ما چه...

قهوه های جاویدان ☕ قسمت ۹ از آخرین باری که با او دعوا کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط