کجایی ای آشنا به درد هایم
کجایی ای آشنا به درد هایم
چشم به راه آمدنت هستم
تا به کی عطر تو را از این گلها بگیرم
بیا که دیگر این دل تاب و توانی نخواهد داشت
کجای ای آشنا به دردهایم
دل به دست زمانه رخت پیری به قامتش دوخته شده
اما
اگر تو باشی رخت سپیده جوانی برازنده این قامت دل خواهد شد
کجایی ای آشنا به درد هایم
N
چشم به راه آمدنت هستم
تا به کی عطر تو را از این گلها بگیرم
بیا که دیگر این دل تاب و توانی نخواهد داشت
کجای ای آشنا به دردهایم
دل به دست زمانه رخت پیری به قامتش دوخته شده
اما
اگر تو باشی رخت سپیده جوانی برازنده این قامت دل خواهد شد
کجایی ای آشنا به درد هایم
N
- ۸۸۳
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط