مرا در آغوش بگیر !
مرا در آغوش بگیر !
که دلم نمی خواهد یک لحظه بی تو در آغوش تنهایی بسوزم
و سوخته های خاکستر احساسم اسیر چنگال باد شود
احساسی که تنها مال توست
وابسته به احساس آتش گونه توست
دردهایم را از تنم جدا کن !
درد نبودنت ، درد ندیدنت ، درد به تو نرسیدن را
تنها تو که با آواز قلبم هم صدا می شوی
تا نخواهم یک لحظه از من و دلم جدا نمی شوی
مرا از خودم رها کن !
بگذار دریایم باشی ، تا در تو گم شوم
از اینکه بخواهم میان بازوانت غرق شوم ، هیچ هراسی نداشته باشم
وقتی چشمانم را می بندم و باز می کنم
تنها با تو در کنار ساحل خوشبختی آرام گرفته باشم
پنجره چشمانت را به سمت نگاهم باز کن !
تا مانند پرنده ای خسته بال به سمت نگاهت روانه شوم
با نفسی که هر ثانیه در نفسهایم می دمی
چشمهایت را ببوسم و آرام شوم
مرا در قلبت پنهان کن !
مانند من که تو را عمری ست در صندوقچه قلبم نگه داشته ام
و آنقدر دوستت دارم که برایم مهم نیست
کلیدش را کجا جا گذاشته ام
که دلم نمی خواهد یک لحظه بی تو در آغوش تنهایی بسوزم
و سوخته های خاکستر احساسم اسیر چنگال باد شود
احساسی که تنها مال توست
وابسته به احساس آتش گونه توست
دردهایم را از تنم جدا کن !
درد نبودنت ، درد ندیدنت ، درد به تو نرسیدن را
تنها تو که با آواز قلبم هم صدا می شوی
تا نخواهم یک لحظه از من و دلم جدا نمی شوی
مرا از خودم رها کن !
بگذار دریایم باشی ، تا در تو گم شوم
از اینکه بخواهم میان بازوانت غرق شوم ، هیچ هراسی نداشته باشم
وقتی چشمانم را می بندم و باز می کنم
تنها با تو در کنار ساحل خوشبختی آرام گرفته باشم
پنجره چشمانت را به سمت نگاهم باز کن !
تا مانند پرنده ای خسته بال به سمت نگاهت روانه شوم
با نفسی که هر ثانیه در نفسهایم می دمی
چشمهایت را ببوسم و آرام شوم
مرا در قلبت پنهان کن !
مانند من که تو را عمری ست در صندوقچه قلبم نگه داشته ام
و آنقدر دوستت دارم که برایم مهم نیست
کلیدش را کجا جا گذاشته ام
- ۷.۱k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط