استاد جذاب من) )ლ( پارت 78 `ლ
استاد جذاب من) )ლ( پارت 78 `ლ
به طرفه میز شام خوردی گردی که حاصل از غذاهای دریایی و خوشمزه و خوش بو که هر آدمی را گرسنه میکرد رفتند جیمین سمته صندلی که ات قرار بود بشینه رفت صندلی رو برای یار و همدم اش عقب کشید دختره هم با لبخند مهربانی رویه صندلی نشست جیمین کمی به جلو هدایت اش کرد تا بهتر بتونه به غذاهای رو میز دسترسی پیدا کنه صندلی کناری دختره رو عقب کشید و بلافاصله کنارش نشست جام شیشه ای که پر از شراب قرمز بود رو برداشت و بالا آورد جیمین : به سلامتی زیبایی شما خانم کانگ
دختره خنده ظریفی کرد و جام شراب قرمز را برداشت و زد به جام عشق اش ات : ممنونم عشقم
جیمین جرعه ای از شراب اش نوشید و مزه مزهش کرد دوباره جام رو به میز برگردوند سپس شروع به حرف زدن نمود جیمین : خیلی وقت بود که یه تفریحی درست حسابی نرفته بودم باید از می کو تشکر کنم و اینکه الان تو کنارمی باعث میشه این سفر بیاد موندنی بشه
ات : از این یه بعد قراره همه لحظه های که باهم هستیم به یاد موندنی باشن
جیمین خنده جذابی کرد و نزدیک دختره شد موهای رو گردنش را جمع کرد و بوسه سبکی رویه گردنش گذاشت دوباره عقب رفت جیمین : بهتره غذامونو بخوریم
دختره به نشون تأیید سری تکون داد همینکه خواست کارد رو برداره جیمین جلو اش را گرفت درحالیکه به چشم هایش نگاه میکرد لب زد جیمین : یه دستام اعتماد داری
ات : البته که آره
جیمین کارد رو برداشت و بازوی خرچنگ را برید و گذاشت تویه بشقاب عشق اش دختره از این همه جنتلمن بودن یارش خنده ای زیر لبی کرد و چنگال اش را برداشت و مشغول خوردن اش شد دختره ذره ذره از بافت آبدار و لذیذ لبستر تویه دهانش میذاشت اما تمام تمرکز اش به پسر روبه رو اش بود از غذا خوردن اش گرفته تا حرکات آرام آرام اش چند تار موهای که روی پیشانی اش رها بودن با آن کت شلوار مشکی جذابیتش هزار برار شده بود
جیمین درحالیکه مشغول خوردن غذا بود خندهای نمود و لب زد جیمین : نگاهت داره منو زنده زنده میسوزونه
دختره سریع نگاهش رو دزدیده نجوا نمود ات : اوه باید اون طرفو نگاه کنم
جیمین تک خنده ای زد و گفت جیمین : خودت خوب میدونی دارم در مورد وی صحبت میکنم به هر حال نمیخوام معذبت کنم غذاتو بخور عشق من ...
به طرفه میز شام خوردی گردی که حاصل از غذاهای دریایی و خوشمزه و خوش بو که هر آدمی را گرسنه میکرد رفتند جیمین سمته صندلی که ات قرار بود بشینه رفت صندلی رو برای یار و همدم اش عقب کشید دختره هم با لبخند مهربانی رویه صندلی نشست جیمین کمی به جلو هدایت اش کرد تا بهتر بتونه به غذاهای رو میز دسترسی پیدا کنه صندلی کناری دختره رو عقب کشید و بلافاصله کنارش نشست جام شیشه ای که پر از شراب قرمز بود رو برداشت و بالا آورد جیمین : به سلامتی زیبایی شما خانم کانگ
دختره خنده ظریفی کرد و جام شراب قرمز را برداشت و زد به جام عشق اش ات : ممنونم عشقم
جیمین جرعه ای از شراب اش نوشید و مزه مزهش کرد دوباره جام رو به میز برگردوند سپس شروع به حرف زدن نمود جیمین : خیلی وقت بود که یه تفریحی درست حسابی نرفته بودم باید از می کو تشکر کنم و اینکه الان تو کنارمی باعث میشه این سفر بیاد موندنی بشه
ات : از این یه بعد قراره همه لحظه های که باهم هستیم به یاد موندنی باشن
جیمین خنده جذابی کرد و نزدیک دختره شد موهای رو گردنش را جمع کرد و بوسه سبکی رویه گردنش گذاشت دوباره عقب رفت جیمین : بهتره غذامونو بخوریم
دختره به نشون تأیید سری تکون داد همینکه خواست کارد رو برداره جیمین جلو اش را گرفت درحالیکه به چشم هایش نگاه میکرد لب زد جیمین : یه دستام اعتماد داری
ات : البته که آره
جیمین کارد رو برداشت و بازوی خرچنگ را برید و گذاشت تویه بشقاب عشق اش دختره از این همه جنتلمن بودن یارش خنده ای زیر لبی کرد و چنگال اش را برداشت و مشغول خوردن اش شد دختره ذره ذره از بافت آبدار و لذیذ لبستر تویه دهانش میذاشت اما تمام تمرکز اش به پسر روبه رو اش بود از غذا خوردن اش گرفته تا حرکات آرام آرام اش چند تار موهای که روی پیشانی اش رها بودن با آن کت شلوار مشکی جذابیتش هزار برار شده بود
جیمین درحالیکه مشغول خوردن غذا بود خندهای نمود و لب زد جیمین : نگاهت داره منو زنده زنده میسوزونه
دختره سریع نگاهش رو دزدیده نجوا نمود ات : اوه باید اون طرفو نگاه کنم
جیمین تک خنده ای زد و گفت جیمین : خودت خوب میدونی دارم در مورد وی صحبت میکنم به هر حال نمیخوام معذبت کنم غذاتو بخور عشق من ...
- ۱۶.۰k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط