(استاد جذاب من) )ლ( پارت 79 `ლ
(استاد جذاب من) )ლ( پارت 79 `ლ
جیمین نگاهی به بشقاب دختره انداخت تویه بشقاب خودش هم جز فلس خرچنگ چیزه دیگه ای نمونده بود پس از صندلی بلند شد و کتش را نوین تنش صاف کرد دست اش را سمته دختره دراز نمود و لب زد جیمین : حالا که شام خوردیم میایی باهم برقصیم
دختره جرعه ای از شراب قرمز نوشید و دهانش را با دستمال پاک کرد سپس دستش را تویه دست عشق اش جا داد ات : چرا که نه ..... از صندلی بلند شد، جیمین دختره رو دور تر از میز رستورانی عرشه برد دختره متعجب پرسید ات : بدون آهنگ میرقصیم....جیمین درحالیکه دختر رو به سمته لیه محافظت شده کشتی میبرد نجوا نمود جیمین : با صدای موج دریا
دختره زد زیره خنده جیمین از این رفتار دختر زیاد شوکه نشد پس با لحن مثبت انگیزی گفت جیمین : پارک ات
دختره با تعجب ابرو هایش را داد بالا همین الان جیمین اون رو با اسم خودش صدا زد خواب میدید یا چی با تعجب جواب داد ات : با منی .... حال نوبت جیمین بود تا به وضعیت عشقش بخنده جیمین : آره جز تو مگه کس دیگه ای هم اینجا هست یا اسمه کس دیگه ای هم اته
دختره زیر لب خنده ای کرد و زمزمه وار گفت ات : جیمین
جیمین زیر لبی عصبی نجوا نمود جیمین : نفله ها بهشون گفته بودم که الان باید آهنگ رو پلی کنن
ات : پس برنامه داشتی
جیمین : مگه میشه بدونه برنامه خانمه محترمی رو بیارم کشتی .... لحظهی دیگه صدای آروم پیانو از بلند گو های کشتی پخش شد جیمین تک خنده ای نمود و دستش رو سمته عشق اش دراز کرد جیمین : دیگه بهانه ای نیست لیدی به من افتخار میدید
دختره دست اش را در دست جیمین گذاشت و لب زد ات : باعث افتخارمه آقای پارک
لحظه ای که دستان ات در دستان جیمین قرار گرفت حس لطیفی اما محکمی از آرامش و امنیت در وجودش نشست خیلی وقت بود که منتظر همچین آرامش و خس خارقالعاده ای بود با هر دفعه نگاه کردن به عشق اش قلبش یه تپش درمیآمد، جیمین دست عشق اش را بالا آورد و به لب هایش نزدیک کرد بوسه سبکی روش گذاشت دختره خنده ظریفی کرد و نجوا نمود ات : چه دوست پسر جنتلمنی دارم من
جیمین : فقط برای تو هستم شاهزاده خانم
قدم به قدم سمته فضای باز تری از عرشه ها رفتند صدا پیانو که حالا ملودی آرامی از یک قطع کلاسیک می نواخت، همراهی موج های دریا رو داشت باد خنکی که از روی دریا می آمد موهای ات رو به رقص در آورده بود و جیمین نگاهش رو با ستایش روی صورت عشق اش نگه میداشت دست راست جیمین رویه کمر دختره نشست با پست چپش هنوز دست ات رو نگه داشته بود سرش رو کمی به سمتش خم کرد جیمین : آماده ای
جیمین نگاهی به بشقاب دختره انداخت تویه بشقاب خودش هم جز فلس خرچنگ چیزه دیگه ای نمونده بود پس از صندلی بلند شد و کتش را نوین تنش صاف کرد دست اش را سمته دختره دراز نمود و لب زد جیمین : حالا که شام خوردیم میایی باهم برقصیم
دختره جرعه ای از شراب قرمز نوشید و دهانش را با دستمال پاک کرد سپس دستش را تویه دست عشق اش جا داد ات : چرا که نه ..... از صندلی بلند شد، جیمین دختره رو دور تر از میز رستورانی عرشه برد دختره متعجب پرسید ات : بدون آهنگ میرقصیم....جیمین درحالیکه دختر رو به سمته لیه محافظت شده کشتی میبرد نجوا نمود جیمین : با صدای موج دریا
دختره زد زیره خنده جیمین از این رفتار دختر زیاد شوکه نشد پس با لحن مثبت انگیزی گفت جیمین : پارک ات
دختره با تعجب ابرو هایش را داد بالا همین الان جیمین اون رو با اسم خودش صدا زد خواب میدید یا چی با تعجب جواب داد ات : با منی .... حال نوبت جیمین بود تا به وضعیت عشقش بخنده جیمین : آره جز تو مگه کس دیگه ای هم اینجا هست یا اسمه کس دیگه ای هم اته
دختره زیر لب خنده ای کرد و زمزمه وار گفت ات : جیمین
جیمین زیر لبی عصبی نجوا نمود جیمین : نفله ها بهشون گفته بودم که الان باید آهنگ رو پلی کنن
ات : پس برنامه داشتی
جیمین : مگه میشه بدونه برنامه خانمه محترمی رو بیارم کشتی .... لحظهی دیگه صدای آروم پیانو از بلند گو های کشتی پخش شد جیمین تک خنده ای نمود و دستش رو سمته عشق اش دراز کرد جیمین : دیگه بهانه ای نیست لیدی به من افتخار میدید
دختره دست اش را در دست جیمین گذاشت و لب زد ات : باعث افتخارمه آقای پارک
لحظه ای که دستان ات در دستان جیمین قرار گرفت حس لطیفی اما محکمی از آرامش و امنیت در وجودش نشست خیلی وقت بود که منتظر همچین آرامش و خس خارقالعاده ای بود با هر دفعه نگاه کردن به عشق اش قلبش یه تپش درمیآمد، جیمین دست عشق اش را بالا آورد و به لب هایش نزدیک کرد بوسه سبکی روش گذاشت دختره خنده ظریفی کرد و نجوا نمود ات : چه دوست پسر جنتلمنی دارم من
جیمین : فقط برای تو هستم شاهزاده خانم
قدم به قدم سمته فضای باز تری از عرشه ها رفتند صدا پیانو که حالا ملودی آرامی از یک قطع کلاسیک می نواخت، همراهی موج های دریا رو داشت باد خنکی که از روی دریا می آمد موهای ات رو به رقص در آورده بود و جیمین نگاهش رو با ستایش روی صورت عشق اش نگه میداشت دست راست جیمین رویه کمر دختره نشست با پست چپش هنوز دست ات رو نگه داشته بود سرش رو کمی به سمتش خم کرد جیمین : آماده ای
- ۱۷.۶k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط