{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 80 ⁠`⁠ლ⁠

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 80 ⁠`⁠ლ⁠


دختره با خنده کوتاهی گفت ات : مطمئنم نیستم هم با این کفش ها هم اینکه بلد نیستم ....جیمین با لبخند اطمینان بخشی گفت جیمین : نگران نباش اگه پات لیز بخوره هستم که بگیرمت
اولین حرکتی رو که انجام دادن دختره حس کرد تمام دنیا اطرافش ناپدید شده فقط صدای ملایم موزیک حضور گرم جیمین و صدای قدم های مشترکشون روی کف چوبی عرشه براش باقی مونده بود جیمین با حرکت های نرم و حساب شده دختر رو هدایت میکرد هرزگاهی نزدیک‌تر میشدن و نقش های گرم شون با نسیم خنک ترکیب میشد دختره با صدای ملایمی درحالیکه با صدای آرامی پیانو حرکات های آهسته ای انجام میدادن لب زد ات : هیچوقت فکرشو نمی‌کردم رقص تویه کشتی اینقدر احساس خوبی داشت باشه جیمین : شاید بخاطر اینه که شریک رقصت خوبه .... دختره نگاهش را از ‌لایه مژه های بلند اش به عشق اش دوخت جیمین آهسته لب زد جیمین : شاید .... اما بیشتر بخاطر اینکه تو اینجایی خیلی برام آرامش بخشه ... دختره لبخند عمیقی زد انگار جواب پسر دقیقا چیزی بود که میخواست بشنوه امت با حس کردن داغی گونه هایش نگاهش رو دزدید جیمین همیشه میدونست چطور با چند کلمه ساده قلب اون دختر رو بلرزونه برای لحظه ای سرش رو نزدیک شونه عشق اش کرد چشم هایش را بست زمزمه کنان نجوا نمود ات : این لحظه رو هیچوقت فراموش نمیکنم .... جیمین دست اش را محکم تر دور کمرش حلقه کرد و آروم گفت جیمین : قوا میدم هر لحظه ای که باهات هستم رو به یاد موندنی کنم برات و بهتر از قبلی باشه ... دختره سرش رو بلند کرد و تو چشم های عشق اش زول زد ات : گاهی فکر میکنم چه کاره خوبی تو این دنیا کردم که پاداشش آشنایی با تو بوده
جیمین : سرنوشت مون مثله گره بهم خورده گره ای که هیچوقت باز نمیشه
دوباره سرش رو روی شونه عشق اش گذاشت موزیک عوض شد و ملودی آروم و رومانتیک تری پخش شد جیمین دست ات را رها کرد و هر دو دست هایش را رویه کمر عشق اش حلقه کرد و آروم اون رو نزدیک تر به خودش کشید دیگه فاصله ای بین شون نبود فقط صدای نفس هاشون بود که با ریتم آهنگ یکی شده بود دختره نگاهش رو به چشمان درخشان عشق اش دوخت ات: میدونی وقتی اینجوری نگاهم میکنی احساس میکنم دنیا داره متوقف میشه
جیمین خندید اما همراه خنده اش لرزی از احساس داشت جیمین : اگه تو نگاهم نکنی شاید دنیا درباره حرکت کنه
دختره سریع گفت ات : من که نمی‌خوام بذارم دنیا تکون بخوره
جیمین تک خنده ای زد و نجوا نمود جیمین : با این حرفات آخر منو دیونه می‌کنی ...... لحظه ای بعد صدای موزیک کم کم محو شد و فقط صدای موج باقی موند ، دختره دست اش را روی قلب جیمین گذاشت و نجوا نمود ات : جیمین
جیمین که آماده شنیدن هرچیزی بود جواب داد جیمین : بله ... دختره لبخندی زد ات : عاشقتم
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت 80بلافاصله جیمین دست هایش را از رویه پهلوی های دخ...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 81 ⁠`⁠ლ⁠دست جیمین رویه شونه هایش ح...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 79 ⁠`⁠ლ⁠جیمین نگاهی به بشقاب دختره...

استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 78 ⁠`⁠ლبه طرفه میز شام خوردی گردی ک...

چند پارتی درخواستی

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط