سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن هیونجین'

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن هیونجین'

تو:
"واقعا خسته شدم از این بحثای مسخره! همیشه حس می‌کنم هیچوقت نمی‌فهمی چی میگم! تو همیشه—"

قبل از اینکه حتی جمله‌ت رو تموم کنی، هیونجین یهو جلو اومد و لب‌هات رو بوسید.

نه آروم، نه ملایم.
نه، لعنتی، این بوسه‌ای بود که مغزت رو برای چند ثانیه خاموش کرد.

چشم‌هات گرد شد، دست‌هات تو هوا خشک شد، نفس تو سینه‌ت حبس شد. اون هنوز عصبی بود، نفسش سنگین بود، دستش روی گردنت بود که یه وقت عقب نکشی. قلبت با هر تپش داشت می‌کوبید به قفسه سینه‌ت، انگار می‌خواست بیاد بیرون.

بالاخره عقب کشید، چشم‌های تیره‌ش تو چشمای تو قفل شده بود.
هیونجین:
"لعنتی... تو چیکار داری باهام می‌کنی؟"

هنوز نمی‌تونستی درست فکر کنی. دهنت نیمه‌باز موند، نفس‌نفس زدی، دستت ناخودآگاه روی لبت رفت، انگار هنوزم حسش می‌کردی.

هیونجین دستش رو برد تو موهاش، به نظر خودش هم شوکه‌ بود که این کارو کرده. و یهو دست‌هاش رو رو صورتش گذاشت و یه ناله عصبی کرد.
هیونجین:
"اَه لعنتی! قرار نبود اینجوری بشه!"

بهش خیره شدی. هنوز نفهمیدی چی شد. دعواتون کجا رفت؟ اصلا چرا یهو همچین کاری کرد؟

سرشو کج کرد، با یه اخم عمیق نگات می‌کرد.
هیونجین:
"دیگه هیچ‌وقت اینجوری بحث نکنیم، باشه؟"


#استری_کیدز #بنگ‌چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۹)

پارت ۶۲

بعضی آدم‌ها یه جوری وارد زندگیت می‌شن که انگار دلت می‌خواد ب...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

دوپارتی هیونجین

عاشقانه های شبنم

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p30.$ : خیلی خب. خودت خ...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 7 | من دوستت دارم، پری! ❤️‍🔥بعد...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوجی ایتادوری)وقتی ناراحتی، با ک...

dark life = 39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط