{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو وقتی وسط دعوا یهو میبوسنت ورژن هان

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن هان'

"جیسونگ، تو اصلا به من گوش نمیدی! همیشه شوخی می‌کنی، هیچ‌وقت این رابطه رو جدی نمی‌گیری! واقعا فکر می‌کنی این طوری میشه ادامه داد؟"

جیسونگ، که تا همین چند لحظه پیش اخم کرده بود و لباشو فشار می‌داد، یهو یه قدم جلو اومد.
دستاتو روی سینه‌ش گذاشتی که پسش بزنی، اما قبل از اینکه حتی بفهمی چی شد...

لبات بین لباش قفل شد.

نفس تو گلوت گیر کرد.
چشمات گرد شد.
مغزت فرمان نمی‌فرستاد.

جیسونگ محکم می‌بوسیدت. اما نه از اون خشن‌هاش، نه. یه بوسه‌ای که انگار همه خستگی و کلافگی و احساساتش توش بود.

چند ثانیه طول کشید که بفهمی چی شد، و وقتی بالاخره عقب کشید، دستشو روی لبات گذاشت و زمزمه کرد:
جیسونگ:
"آخ، ببخشید، می‌دونم الان باید عذرخواهی کنم که وسط دعوا همچین کاری کردم، ولی... لعنتی، چطور انقدر ناز میشی وقتی عصبانی‌ای؟"


چشماش برق زد، یه کم نفس‌نفس زد، گوشه لبش یه ریزخنده‌ی نامحسوس بود که سعی داشت قایمش کنه.

تو هنوز تو هنگ بودی.
مغزت هنوزم داشت پردازش می‌کرد که چی شد، اما فقط یه چیز از زبونت پرید بیرون:
تو:
"...تو واقعا یه روانی‌ای، می‌دونی؟"

جیسونگ یه نیشخند زد، دوباره یه قدم جلو اومد و آروم زمزمه کرد:
جیسونگ:
"آره، ولی برای تو."


#استری_کیدز #بنگ‌چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۷)

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن فلیکس'تو:"فلیکس! و...

سلام دردونکای منآنیتا ( @ani_ficc ) برگشته پیشمون 😭ممنونتون ...

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن هیونجین'تو:"واقعا ...

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو می‌بوسنت 'ورژن چانگبین'تو:"آره! ت...

سناریو | وقتی وسط دعوا یهو میبوسنت 'ورژن لینو'تو؛"واقعاً برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط