سناریو وقتی وسط دعوا یهو میبوسنت ورژن فلیکس
سناریو | وقتی وسط دعوا یهو میبوسنت 'ورژن فلیکس'
تو:
"فلیکس! واسه یه بارم که شده میتونی بهم گوش بدی؟ تو هیچوقت جدی نیستی، هیچوقت حرفای منو درست و حسابی نمیشنوی!"
فلیکس که تا همین چند لحظه پیش دست به سینه وایساده بود، یه دفعه اخماشو کشید تو هم. چشماش از اون حالت مظلوم همیشگیش در اومد و یه چیز دیگهای توشون موج می زد.
فلیکس:
"تو فکر میکنی من گوش نمیدم؟ واقعا اینجوری فکر میکنی؟"
یه قدم نزدیکتر اومد. تو ناخودآگاه یه قدم عقب رفتی. اما دیگه جا نداشتی.
چیزی که اتفاق افتاد، خارج از هر چیزیایه که تصور میکردی.
فلیکس یهو خم شد و محکم بوسیدت.
گرمای لباش داغتر از چیزی بود که انتظار داشتی. تو یه لحظه خواسنی تقلا کنی، اما دستای فلیکس دو طرف صورتت گرفتن و بوسهش عمیقتر شد.
تمام حرفایی که میخواست بزنه، تو همون بوسه بود.
بالاخره عقب کشیپ، تو نفسنفس میزدی. صورتت داغ بود، قلبت محکم تو سینهت می کوبید، و فلیکس... اون لعنتی با گوشای قرمز و چشمای پر از عشق نگات میکرد.
فلیکس:
"من همیشه دارم گوش میدم." صدای بم و آرومش با کمی خش زمزمه شد.
تو هنوزم تو شوک بود. با همون بهت زدگی گفتی:
تو:
"پس... چرا همیشه اداشو درمیاری؟"
یه لبخند شیطون گوشهی لبش نشست، کمرتو گرفت، دوباره نزدیک شد و آروم، فقط برای اینکه دیوونت کنه، زمزمه کرد:
فلیکس:
"چون دوست دارم تو همیشه اینطوری باهام بحث کنی، بعدش..." یه کم سرشو کج کرد، لباش کنار گوشت. "بعدش دوباره ببوسمت."
#استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
تو:
"فلیکس! واسه یه بارم که شده میتونی بهم گوش بدی؟ تو هیچوقت جدی نیستی، هیچوقت حرفای منو درست و حسابی نمیشنوی!"
فلیکس که تا همین چند لحظه پیش دست به سینه وایساده بود، یه دفعه اخماشو کشید تو هم. چشماش از اون حالت مظلوم همیشگیش در اومد و یه چیز دیگهای توشون موج می زد.
فلیکس:
"تو فکر میکنی من گوش نمیدم؟ واقعا اینجوری فکر میکنی؟"
یه قدم نزدیکتر اومد. تو ناخودآگاه یه قدم عقب رفتی. اما دیگه جا نداشتی.
چیزی که اتفاق افتاد، خارج از هر چیزیایه که تصور میکردی.
فلیکس یهو خم شد و محکم بوسیدت.
گرمای لباش داغتر از چیزی بود که انتظار داشتی. تو یه لحظه خواسنی تقلا کنی، اما دستای فلیکس دو طرف صورتت گرفتن و بوسهش عمیقتر شد.
تمام حرفایی که میخواست بزنه، تو همون بوسه بود.
بالاخره عقب کشیپ، تو نفسنفس میزدی. صورتت داغ بود، قلبت محکم تو سینهت می کوبید، و فلیکس... اون لعنتی با گوشای قرمز و چشمای پر از عشق نگات میکرد.
فلیکس:
"من همیشه دارم گوش میدم." صدای بم و آرومش با کمی خش زمزمه شد.
تو هنوزم تو شوک بود. با همون بهت زدگی گفتی:
تو:
"پس... چرا همیشه اداشو درمیاری؟"
یه لبخند شیطون گوشهی لبش نشست، کمرتو گرفت، دوباره نزدیک شد و آروم، فقط برای اینکه دیوونت کنه، زمزمه کرد:
فلیکس:
"چون دوست دارم تو همیشه اینطوری باهام بحث کنی، بعدش..." یه کم سرشو کج کرد، لباش کنار گوشت. "بعدش دوباره ببوسمت."
#استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
- ۴.۴k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط