{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقت آموخت به من رمز پریشانی را

عشقت آموخت به من، رمز پریشانی را

چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را

بوی پیراهنی اِی باد بیاور، ورنه

غم یوسف بکُشد عاشق کنعانی را...
دیدگاه ها (۱)

منکه نازکتر زگل ، آزرده می سازد دلمکی دلم راضی شود ، با گل ب...

هردن ڪے ناز ائدیر منہ جانان خوشـوم گلیــرناز ائیلہ دیڪجہ ڪؤن...

گذر از هرچه نمایم سخن دوست نکوستولی آمد به سرم آن چه که پرهی...

رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دلتا تماشا کنم آن شاهد رؤیائی ...

موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشدرود را از جگر کوه به دریا بک...

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و ...

غم می‌دود در پیکرم، جایی نماندهمی‌خواهمت با این که امکانی نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط