{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اگر می‌دانستم زندگی دایره‌ایست که باید در آن چرخید و ر

من اگر می‌دانستم زندگی دایره‌ایست که باید در آن چرخید و رقصید و کامی از لذت‌هایش گرفت،
هرگز نه می‌جنگیدم
و نه کسی را از خود می‌رنجاندم و نه به هر اتفاق خوب، با تردید نگاه می‌کردم.
و شعور را مثل نان،
جزء جدانشدنیِ رفتارم می‌دانستم و کمی به خودم و آدم‌های زندگی‌م فضا می‌دادم تا آزادانه دقیقه‌های بودن‌شان را آنطور که دل‌شان می‌خواهد زندگی کنند...
نه آنطور که من می‌خواهم.
و بطور قطع به آن‌هایی که درگیر حسد و بخل و کینه‌ بودند،
اجازه‌ی حضور در زندگی‌م را نمی‌دادم.
من اگر می‌دانستم زندگی آفرینشِ فضایی سرخوشانه از بودن است،
به تمام بایدها پشت می‌کردم و رها می‌شدم.
رها و رها و رها...
دیدگاه ها (۱)

وقتی گلی را دوست دارید آن را می‌چینید !اما وقتی عاشق گلی هست...

گلی از شاخه اگر میچینیمبرگ برگش نکنیم و به بادش ندهیملااقل ل...

این قانون آدمهاستتازمانی که هستیآسوده اند از بودنتگاهی تنهای...

أَنَا عَبْدُکَ‌ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ ..أَنا مُذْنِبٍ‌ ... #...

چرخاندن كليد به قدري واضح بود كه تنها از دست همان پسر احمق و...

پارت ۶یک هفته از آن ناهارِ عجیب گذشت. هفته‌ای که در آن، جیمی...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹³ : پارت ¹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط