بانو جان..!

بانو جان..!
تا کی قراره خودتو گوشهِ تاریکه دِلت زندونی کنی؟
تا کی میخوای گیستو بچینی؟
تا کی میخوای اجازه بدی ماتیک و لاک قرمز و صورتیت گوشه کمد خاک بخورن
تا کی قراره این کوله پر از غم گذشته رو حمل کنی؟؟
بس َست بانو جان...
منتظر هیچ نیروی ماورای طبیعت،
منتظر هیچ دستی نباش..!
فقط و فقط کمی همت درونی لازم داری..!!همتی از درون قلب پاکــِ ت
پس دستتو به زانو بگیر و بلند شو...
بلند شو اون کوله پر از غمُ ببر لب پرتگاه و رهاش کن..
اما..
اما درس بگیر از تمام اشتباهات گذشته..
میبنی چقدر سبک بال شدی بانوی دلبر..!!
حالا وقتشه..
وقت این که چراغ دلتو روشن و گیسای زاغتو بلند کنی..
وقتشه لباسی که دوست داری و بپوشی..
وقتشه ماتیکِ قرمز رنگــِ ـتو به لبات بکشی
و با یه حال خوش بری به استقبال آینده...
وقتشه بانو....!!
#بهنوش_بیگی
دیدگاه ها (۱)

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی بازی ممنوع

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

ابلیس

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

**پارت ۲۰**نورِ کم‌جانِ صبحگاهی از بینِ درزِ پرده‌هایِ مخملی...

دیو و دلبر پارت ۳۰ -بی بی همیشه کنارت هست عزیزکم صدای بتول ب...

Why Did I Fall in Love with You?P²³ | چند روز بعد – شرکت دوه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط