حالا دیگر یک خط در میان گریه می کنم
حالا دیگر یک خط در میان گریه می کنم
حالادیگرشانه هایم صبورشده اند وباهرتلنگری که روزگاربزند
بی جهت نمی لرزند!
حالا دیگر انگار هیچ اتفاقی _ حتی عاشقانه _ در چشم هایم نمی افتد
حالا توهی به من بگو بخند!
مگر خنده نزدیک است؟
حالادیگرشانه هایم صبورشده اند وباهرتلنگری که روزگاربزند
بی جهت نمی لرزند!
حالا دیگر انگار هیچ اتفاقی _ حتی عاشقانه _ در چشم هایم نمی افتد
حالا توهی به من بگو بخند!
مگر خنده نزدیک است؟
- ۵۰۵
- ۰۷ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط