{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی آن چشم روشن
یادآور صبح خیال انگیز دریاست

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آنک چراغانی که در چشم تو برپاست

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

ما هر دوان خاموش خاموشیم اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

دیروزمان را با غروری پوچ کشتیم
امروز هم زانسان ولی آینده ماراست

دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت راز دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست

همه کسم..نفس من...من کنار تو میمونم زندگیم..من و تو بدون هم پوچ و بی معنا هستیم.من بدون تو ذق میکنم.. دق..فدای دل تنگ ات بشم..فدای بهونه هات بشم..زندگیم.. عمرم..دردت به تنم..
دیدگاه ها (۲)

کسی رو دارم..که وجودش مال خودش نیست..دنیایی دارم تموم خودش ر...

از همین جا هم میشود فهمید عمق شرحی و هرم گرما را...و من تمام...

با دو چَشم قاتلت، قید کلاست را بزنروی هر بندِ دلم، ...

پلک بگشا نازنینم! صبح ِ زیبایت بخیردلربا و بهترینم! صبح ِ زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط