{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آن یک چراغانی که در چشم تو برپاست

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

ما هر دوان خاموش خاموشیم اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

دیروزمان را با غروری پوچ گشتیم
امروز هم زانسان ولی آینده ماراست

دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت را در دستم گذارم
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست
دیدگاه ها (۳)

روزهایم در زلال چشم تو شب می شودمن اگر خوابم ،اگر بیدار می ن...

مینویسم تا بخوانی با دو چشم منتظر دلبرم باز این دلم،چندیست ب...

تو را به جان غزلهای عاشقانه بیابرای دیدن من، بی بهانه بیاتو ...

از دست تو امشب شده فکرم متلاشیآرام نگیرم ، مگر از من شده باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط