{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مال من باش

مال من باش
Part:9

ـــــ یک ماه بعد ـــــ

لارا کف خیابون بود ، عصبی ، اشک توی چشماش جمع شده بود ، هیچ جا کار نبود!
همه میگفتن:
یکیو پیدا کردیم
زیادی کوچیکی بچه جون

وقتی سرشو آورد بالا...یهو دید وسط یه کوچه متروکه ، وسط یه مشت پسر سیاه پوش که با چاقو و بند وایسادن هست...

روشو برگردوند تا بره

ـ 1: کجا کجا خوشگله ؟
ـ 2: کوچولو الان تازه اومدی نباید بری.
ـ 3: جان ، صورت عصبیشو جوجه

لارا : ولم کنید ، می‌خوام برم آشغالا:

ـ 4: جوجه کوچولو بد دهن؟ نچ نچ
ـ 5: هنوز رئیس نیومده عزیزم ، یکم صبر کن خوشگله

لارا: خاک تو سر خودتون و رئیس یالغوز دلقکتون

صدای ترمز ماشین اومد و بعد...تق تق تق...صدای کفش خشک روی آسفالت ترک خورده..

ـ من یالغوز دلقکم؟

برگشت...یه پسر قدبلند ، جذاب ، چهارشونه...خوش صدا!

ـ تروخدا ولم کنید ، ای من ریدم تو این زندگی گوه ، بیا دنبال کار بودم وسط یه مشت خفاش سیاه گیر افتادم.

ـ اوه! چقدر بی ادب! خفاش سیاه کیه اونوقت؟ من کیم سوهو ام. بعدشم...من می‌خوام بهت کار بدم.(‌ پوزخند)
لارا: کار؟

ـــــــــــ "Kim Mansion"ـــــــــــ
ـــــــــــ "عمارت کیم"ـــــــــــ

لاستیک ماشین روی کاشی ها کشیده شد...

سوهو : پیاده شو ( پوزخند)
لارا: اینجا...
سوهو: گفتم پیاده شو!

لارا ویو

پیاده شدم ، تا حالا خونه البته خونه که چه عرض کنم عمارتی به این بزرگی ندیده بودم ، حتی از مال عمو بزرگتره...روی دیوار بیرونی با رنگ طلایی بزرگ نوشته شده بود
ـــــــــــ "Kim Mansion"ـــــــــــ
ـــــــــــ "عمارت کیم"ـــــــــــ

کیم...نشنیده بودم...رفتیم داخل...کف سرامیک ها براق بود ، برعکس مبلمان مات و مخملیش ، بیرون عمارت مشکی اما داخلش کلا سفیده...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

مال من باش Part:10همینجوری که میرفتیم جلو به سالن اصلی رسیدی...

مال من باشPart:11در اتاق لارا زده شد..ـ بفرمایید سوهو اومد د...

@mmanmmanimmmanmmani بانو رو فالو کنید لطفاً عزیزای من🎀🤍

مال من باش Part:8ـ ولیییی ، توئه کوچولو میتونی پرداختش کنی (...

Boss Mafias Part:10دکتر بیرون اومد...ـ س..هق..سوهو..هقـ خانم...

Boss Mafias Part:8کیم: الان چی گفتی حرو•مزاده هاا؟(عربده)لار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط