مال من باش
مال من باش
Part:10
همینجوری که میرفتیم جلو به سالن اصلی رسیدیدم ، یه خانم حدودا ۵۰ ساله یه کتاب دستش بود ، چهرش میخورد آدم مهربونی باشه...کنارش به مرد حدودا ۵۵ ساله بود که سرش توی لپ تاپ بود...
سوهو اهمی کرد که سرشون رو بالا آوردن...با حرفی که اون خانمه زد لبامو از خجالت گاز گرفتم
ـ ایشون کیه پسرم؟ عروسم؟
ـ مادر...ایشون لاراست... خدمتکار و عضوی از باند خانواده...پدر و مادرش هم قراره به عنوان سرایدار استخدام شن...
ـ خوش اومدی دخترم...فکر کنم سوهو توضیح داده شغل ما رو نه؟
لارا: بله قربان ، بزرگترین مافیای جهان. البته ، حرفه ای ترین ، پس باید حرفه ای و قدرتمند کار کنیم.
ـ خوشم اومد ، آفرین! خوب بلدی دختر جون.
لارا ویو
ارباب سوهو پسر خانواده کیم هست ، اینا بزرگترین مافیای جهانن ، قراره براشون هم خدمتکاری کنم هم تو باندشون باشم و براشون مخفی کارای خطرناک انجام بدم ، مامان و بابا هم سرایدار میشن ، ولی حقوقش بد نیست حداقل یکی دوسال اینجا کار کنم میتونم یه خونه کوچیک بخرم...
انگار سوهو وارث اصلی نیست ، وارث اصلی خارج از کشوره ، اسمشو نمیدونم...اما برادر سوهو هست
فعلا که من درخدمت این خانوادم...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا توی یه اتاق ۱۵ متری توی خود عمارت بود ، پدر و مادرش توی یه اتاق کوچیک تر توی حیاط عمارت ، مقامش نسبتا خوب بود ، یه جوری میشد رئیس کسایی که باید عین سایه بودن اما همه چیو میپوشوندن ، محموله ها رو تحویل میگرفتن و اینا...
حالا چرا لارا این مقام رو به دست آورد؟ دختر جئون ها بود دیگه ، کار با اسلحه و دفاع شخصی رو خوب بلد بود...
توی اتاق ایستاده بود و به ساک های جلوش نگاه میکرد...
ادامه دارد...
Part:10
همینجوری که میرفتیم جلو به سالن اصلی رسیدیدم ، یه خانم حدودا ۵۰ ساله یه کتاب دستش بود ، چهرش میخورد آدم مهربونی باشه...کنارش به مرد حدودا ۵۵ ساله بود که سرش توی لپ تاپ بود...
سوهو اهمی کرد که سرشون رو بالا آوردن...با حرفی که اون خانمه زد لبامو از خجالت گاز گرفتم
ـ ایشون کیه پسرم؟ عروسم؟
ـ مادر...ایشون لاراست... خدمتکار و عضوی از باند خانواده...پدر و مادرش هم قراره به عنوان سرایدار استخدام شن...
ـ خوش اومدی دخترم...فکر کنم سوهو توضیح داده شغل ما رو نه؟
لارا: بله قربان ، بزرگترین مافیای جهان. البته ، حرفه ای ترین ، پس باید حرفه ای و قدرتمند کار کنیم.
ـ خوشم اومد ، آفرین! خوب بلدی دختر جون.
لارا ویو
ارباب سوهو پسر خانواده کیم هست ، اینا بزرگترین مافیای جهانن ، قراره براشون هم خدمتکاری کنم هم تو باندشون باشم و براشون مخفی کارای خطرناک انجام بدم ، مامان و بابا هم سرایدار میشن ، ولی حقوقش بد نیست حداقل یکی دوسال اینجا کار کنم میتونم یه خونه کوچیک بخرم...
انگار سوهو وارث اصلی نیست ، وارث اصلی خارج از کشوره ، اسمشو نمیدونم...اما برادر سوهو هست
فعلا که من درخدمت این خانوادم...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا توی یه اتاق ۱۵ متری توی خود عمارت بود ، پدر و مادرش توی یه اتاق کوچیک تر توی حیاط عمارت ، مقامش نسبتا خوب بود ، یه جوری میشد رئیس کسایی که باید عین سایه بودن اما همه چیو میپوشوندن ، محموله ها رو تحویل میگرفتن و اینا...
حالا چرا لارا این مقام رو به دست آورد؟ دختر جئون ها بود دیگه ، کار با اسلحه و دفاع شخصی رو خوب بلد بود...
توی اتاق ایستاده بود و به ساک های جلوش نگاه میکرد...
ادامه دارد...
- ۵۹۹
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط