WISH MEET YOU
WISH MEET YOU
PART 7
ادمین. یوجانگ و دوستاش تمام عمارت رو زیر و رو کردند و حتی تو کوچه و مغازه های اطراف رو هن گشتن اما هیچ اثری از ا/ت پیدا نکردند و ناچار بر گشتن داخل....
هانا. چیشد پیداش کردین ؟
یوجانگ. نه انگار زمین دهن باز کرده این دختره رفته توش........ فقط دستم بهت بزسه تیکه بزرگت گوشته
هانا. وایی حالا چیکار کنیم؟
یوجانگ. ون آرایش گر هاش کجان؟ از ونا پرسیدین؟ شاید چیزی دیده باشن
هانا. نه.... راست میگی.... ( سریع ومد پیش یوجونگ و میچا
هانا. یوجونگ میچا... شما ا/ت رو حاضر کردین؟
یوجونگ. اره چطور مگه ؟
هانا. خوب ندیدن که ا/ت از اتاق بیاد بیرون و جایی بره؟
یوجونگ. جایی بره؟ کجا؟ مگه عروسیش نیست؟.... من ا/ت رو حاضر کردم و ومدم بیرون و ا/ت تا لحظه اخر همونجا تو اتاقش نشسته بود و به آیینه خیره شده بود... حالا مگه چی شده؟ اتقاقی برای ا/ت افتاده؟
هانا. هومم... نه چیزی نشده مرسی
یوجونگ. خواهش میکنم
هانا ( رفت
میچا. ایول مامان خوب جوابش رو دادی بیچاره ا/ت که ویر عفریته ای مثل این افتاده
یوجونگ. اهوم..
یوجانگ. چیشد مامان چیزی میدونستن؟
هانا. نه ونام چیزی نمیدونستن... میگن تا دقیقه اخر پیشش بودن و ا/ت همونجا تو اتاق نشسته بود و از وقتی ومدن بیرون ندیدنش
یوجانگ. پس چه غلطی بکنیم الان؟
هانا نمیدونممم... خدا لعتتت کنه ا/ت که هر چی میکشم از دست توعه
عاقد. خانم چویی.. ؟.
هانا. بله.. بله... بفرمایین
عاقد. عروس خانم کجان؟ خیلی وقته منتظریم هااا
هانا. ا.... الان... میاد.. یه.. چند لحظه دیگه لطفا صبر کنین
عاقد مطمنینن؟ شما چند دقیقه پیش هم همین رو به فرستادم گفتین
یوجانگ.. آقا وقتی میگه صبر کن صبر مت دیگه اهههه
هانا اروم باش یوجانگ عهه ( اروم
هانا. ببخشید... شما تا از خودتون پذیرایی کنین ما عروس خانم رو میاریم
عاقد. اشکالی نداره بازم منتظر میمونم ولی اوه تا 5 دقیقه دیگه نیاد من میرم چندتا مجلس دیگه هن دارم ونا هم منتظرم هستن
هانا. بله حتما مطمن بلشسن میارینش شما بفرمایین
عاقد باشه ( رفت
هانا. معلومه چته تو بچه؟ این چه طرزه حرف زدنه؟ اگه کسی هم نمیدونه با این رفتارت بهشون بفهمون
یوجانگ. خوب وقتی این عاقده نفهنه من چیکار کنم؟ یه بار بهس میگی باز دوباره میگه مطمنین دیگه ( ادای عاقد رو در اورد
هانا خیل خوب حالا زشته ول کن بیا دنبال این دختره بگردیم
یوجانگ کجا رو بگیردیم؟ ما از عمارت و تویله و اتاق ها بویر تا مغازه و کوچه و خیابان رد گشتیم.... میگی الان کجا رد بگردیم؟
هانا. منم نمیدونم ولی بهتر از یه حا واستادنه بیا
یوجانگ. میکشمت دختره نفهم ( دوباره رفتن دنبال ا/ت بگردن
چند مین بعد
هانا. چیشد ؟
یوجانگ. هیچج
هانا لعنت بهت دختره هرزه
عاقد. خانم چویی چی شد پس؟ 5 دقیقه شما شده 10دقیقه و هنوز عروس نیست اگه خودش موافق نیست پس ولش کنین دیگه منم مار دارم بیکار نیستم اینجا منتظر دختر شما بشینم
هانا. آقا لطفا بازم صبر کنین میارمش
عاقد. چه صبر خانم؟ یم ساعت همش میگین صبر کن دیگه چقد صبر کنم؟
یوجانگ. ( یقه عاقد رو گرفت).. خوب میمیری یکم قبر کنیی هااا؟ ما هم اگه میدونستیم ون نادر مرده کجاس الان در به در دنبالش نبودیم اعصابمون هم کم خورده توام مثل دارکوب هعی بهش نوک بزن ( بلند طوری که همه دورشون جمع شدن
هانا. یوجانگ. ولس کن... خدا بگم چیکارت کنه همه فهمیدن...
ادامه دارد......
PART 7
ادمین. یوجانگ و دوستاش تمام عمارت رو زیر و رو کردند و حتی تو کوچه و مغازه های اطراف رو هن گشتن اما هیچ اثری از ا/ت پیدا نکردند و ناچار بر گشتن داخل....
هانا. چیشد پیداش کردین ؟
یوجانگ. نه انگار زمین دهن باز کرده این دختره رفته توش........ فقط دستم بهت بزسه تیکه بزرگت گوشته
هانا. وایی حالا چیکار کنیم؟
یوجانگ. ون آرایش گر هاش کجان؟ از ونا پرسیدین؟ شاید چیزی دیده باشن
هانا. نه.... راست میگی.... ( سریع ومد پیش یوجونگ و میچا
هانا. یوجونگ میچا... شما ا/ت رو حاضر کردین؟
یوجونگ. اره چطور مگه ؟
هانا. خوب ندیدن که ا/ت از اتاق بیاد بیرون و جایی بره؟
یوجونگ. جایی بره؟ کجا؟ مگه عروسیش نیست؟.... من ا/ت رو حاضر کردم و ومدم بیرون و ا/ت تا لحظه اخر همونجا تو اتاقش نشسته بود و به آیینه خیره شده بود... حالا مگه چی شده؟ اتقاقی برای ا/ت افتاده؟
هانا. هومم... نه چیزی نشده مرسی
یوجونگ. خواهش میکنم
هانا ( رفت
میچا. ایول مامان خوب جوابش رو دادی بیچاره ا/ت که ویر عفریته ای مثل این افتاده
یوجونگ. اهوم..
یوجانگ. چیشد مامان چیزی میدونستن؟
هانا. نه ونام چیزی نمیدونستن... میگن تا دقیقه اخر پیشش بودن و ا/ت همونجا تو اتاق نشسته بود و از وقتی ومدن بیرون ندیدنش
یوجانگ. پس چه غلطی بکنیم الان؟
هانا نمیدونممم... خدا لعتتت کنه ا/ت که هر چی میکشم از دست توعه
عاقد. خانم چویی.. ؟.
هانا. بله.. بله... بفرمایین
عاقد. عروس خانم کجان؟ خیلی وقته منتظریم هااا
هانا. ا.... الان... میاد.. یه.. چند لحظه دیگه لطفا صبر کنین
عاقد مطمنینن؟ شما چند دقیقه پیش هم همین رو به فرستادم گفتین
یوجانگ.. آقا وقتی میگه صبر کن صبر مت دیگه اهههه
هانا اروم باش یوجانگ عهه ( اروم
هانا. ببخشید... شما تا از خودتون پذیرایی کنین ما عروس خانم رو میاریم
عاقد. اشکالی نداره بازم منتظر میمونم ولی اوه تا 5 دقیقه دیگه نیاد من میرم چندتا مجلس دیگه هن دارم ونا هم منتظرم هستن
هانا. بله حتما مطمن بلشسن میارینش شما بفرمایین
عاقد باشه ( رفت
هانا. معلومه چته تو بچه؟ این چه طرزه حرف زدنه؟ اگه کسی هم نمیدونه با این رفتارت بهشون بفهمون
یوجانگ. خوب وقتی این عاقده نفهنه من چیکار کنم؟ یه بار بهس میگی باز دوباره میگه مطمنین دیگه ( ادای عاقد رو در اورد
هانا خیل خوب حالا زشته ول کن بیا دنبال این دختره بگردیم
یوجانگ کجا رو بگیردیم؟ ما از عمارت و تویله و اتاق ها بویر تا مغازه و کوچه و خیابان رد گشتیم.... میگی الان کجا رد بگردیم؟
هانا. منم نمیدونم ولی بهتر از یه حا واستادنه بیا
یوجانگ. میکشمت دختره نفهم ( دوباره رفتن دنبال ا/ت بگردن
چند مین بعد
هانا. چیشد ؟
یوجانگ. هیچج
هانا لعنت بهت دختره هرزه
عاقد. خانم چویی چی شد پس؟ 5 دقیقه شما شده 10دقیقه و هنوز عروس نیست اگه خودش موافق نیست پس ولش کنین دیگه منم مار دارم بیکار نیستم اینجا منتظر دختر شما بشینم
هانا. آقا لطفا بازم صبر کنین میارمش
عاقد. چه صبر خانم؟ یم ساعت همش میگین صبر کن دیگه چقد صبر کنم؟
یوجانگ. ( یقه عاقد رو گرفت).. خوب میمیری یکم قبر کنیی هااا؟ ما هم اگه میدونستیم ون نادر مرده کجاس الان در به در دنبالش نبودیم اعصابمون هم کم خورده توام مثل دارکوب هعی بهش نوک بزن ( بلند طوری که همه دورشون جمع شدن
هانا. یوجانگ. ولس کن... خدا بگم چیکارت کنه همه فهمیدن...
ادامه دارد......
- ۱۲.۷k
- ۲۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط