{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

WISH MEET YOU

WISH MEET YOU
PART 9







راننده وانت. چه عروسی بود (خنده تمسخر
مسافر. عروسی با عروس فراری بهترین از این نمیشد این همه راه از شهر ومدم اینجا که چنین عروسی ببینم
راننده. هعیی چیکار کنیم دیگه مردم این روزا قول و قرار ازدواج میزارن روز عروسی همچین آبرو ریزی درست میکنن
مسافر. اره دقیقا همین طوره من خودم چند بار شاهد همچین چیزی هایی بودم ولی از این خانواده بعید میدونستم همچین آبرو ریزی درست کنن مخصوصا یوجانگ با ون پیر مرد
راننده. دوره بدی شده اقا...... حالا من کجا ببرمتون؟
مسافر. بریم ایستگاه اتوبوس میخام برگردم شهر.... راستی شما از اقوام این خانواداین؟
راننده. نه من پدر یون سوک هستم پدر دوست یوجانگ... ون ما رو برای عروسی دعوت کرد یون سوک خیلی سر به هواس میترسم اخر کار دست خودش بده با این کاراش اخه میدونین ما برای ارباب جئون کار می‌کنیم و این پسر با اینکه میدونه ارباب با هیچکس شوخی نداره بازم سر به هواس
مسافر. اوو اره ارباب جئون رو میشناسم خیلی سختگیر و سرد و خشنه
راننده. همینطوره..... من هم به بهانه بردن گوجه ها به بازار ومدم دنبال این پسر.. اما نبود
مسافر. جوان هستند دیگه.....
چند مین بعد
راننده. رسیدیم قربان
مسافر. ممنونم ( کرایه رو حساب کرد
ویو ا/ت. وقتی دیدم ماشین ایستاد سریع پیاده شدم و داشتم میرفتم که صدایی کسی منو سر جام میخ کرد
راننده. هعیی دختر واستا ببینم کجا میری چرا از ماشین من پیاده شدی؟
ا/ت. با ترس برگشت به راننده نگاه کرد. (... ب... ببخشید... چقدر.. کرایه. بدم..؟
راننده. کرایه..... واستا ببینم.. تو.. ا/ت.. دختر سوچانی. ؟
ا/ت. ن.... نه..
راننده. چرا... خودتی... مطمنم... من چند بار کنار رود دیدمت مطمنم که تو دختر سوچانی.. چرا از عروسیت فرار کردی دختر؟ سورا شو تا برت گردونم خونه
ا/ت. نه. نهههه.. من برنمی‌گردم... اگه برگروم ونا میکشنم.... لطفا برین.. به کسی هم نگین من رو دیدین..
راننده. به فرض که من رفتم و به کسی هم چیزی نگفتم یه دختر تنها تو ابن دنیای بزرگ چیکار میخاد بکته؟
ا/ت. یه کاریش میکنم لطفا به کسی نگین که منو دیدین...
راننده. با من بیا میبرمت یه جای بهتر
ا/ت. نه مرسی خودم میرم
راننده. نترس دختر جان من با این سنم ونقدر اعتبار دارم کخ به ناموس مردم دست درازی نکنم.. میخام ببرمت عمارت ارباب جئون حتما میشناسیش ارباب روستای خودمونه..... چندتا از خدمتکار ها اخراج شدن و الان بانو دنبال چندتا خدمتکار هست اگه میخای باهام بیا بهتر از تو خیابون اس و پاس موندنه
ا/ت. ولی من میخام برم پیش بابام.. ون شهره
راننده. اتوبوس شهر که الان رفت معمولا هفته ای یک بار میاد و میره میخای چیکار کنی؟ با این ابرو ریزی که به پا کردی قطعا نامادری و برادرت میکشنت شنیدم دنا چطدر آدمایی هستن
ا/ت. اهوم........ چاره ای ندارم..... باید صبر کنم تا هفته دیگه... باشه باهاتون میام..








ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۴)

WISH MEET YOUPART 10ویو ا/ت. چاره ای ندارم مجبورم قبول کنم ب...

سناریو بی تی اس

WISH MEET YOUPART 8عاقد.( یقشو آزاد کرد) دنبالش بگردین؟.. خو...

WISH MEET YOUPART 7ادمین. یوجانگ و دوستاش تمام عمارت رو زیر ...

I loved be angel PART 12ویو شب ( ساعت ۹ ) ا/ت . این بارونه ه...

bear town part 12ا/ت: بنی؟بنی: بله؟ا/ت: خوبی؟.. رنگت پریدعمی...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط