{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
دیدگاه ها (۱۷)

تنهایی یک طبقه بالاتر از دنیاستوقتی آدم تنها می شودمی نشیند ...

من همین روزهای عادی رادوست دارمو به همین روزهای عادیکه تو را...

از باغ می*برند چراغانی*ات کنندتا کاج جشن*های زمستانی*ات کنند...

دست ها بالا بود !هر کسی سهم خودش را طلبید ،سهم هر کس که رسید...

شاید برای شخص دیگری هستی

BEYOND THE SPOTLIGHT

The Half-Open Door... کلید داخل قفل چرخید، اما در کامل باز ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط