{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از باغ می*برند چراغانی*ات کنند

از باغ می*برند چراغانی*ات کنند
تا کاج جشن*های زمستانی*ات کنند

پوشانده*اند "صبح" تو را "ابرهای تار"
تنها به این بهانه که بارانی*ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می*برند که زندانی*ات کنند

ای گل گمان مبر به شب جشن می*روی
شاید به خاک مرده*ای ارزانی*ات کنند

یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست
از نقطه*ای بترس که شیطانی*ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه است که قربانی*ات کنند
دیدگاه ها (۱)

شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در ح...

تنهایی یک طبقه بالاتر از دنیاستوقتی آدم تنها می شودمی نشیند ...

دست ها بالا بود !هر کسی سهم خودش را طلبید ،سهم هر کس که رسید...

من از یک شکسته عاشقانه می آیم...بگذار همه برای این اعتراف تل...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

جهان، سال‌هاست که ترازوی عادلی برای سنجشِ روح‌های بزرگ نبوده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط