{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

╭━━━━━━━༺༻━━━━━━━╮
┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃
┃         ✦ Part 16 ✦         ┃
╰━━━━━━━༺༻━━━━━━━╯

⟡─────⚫⚪─────⟡
❝ In the silence, power awakens ❞
⟡─────⚫⚪─────⟡




مسابقه ی اول درحال شروع شدن بود،خب این مسابقه علمیه...یسری سوال ها راجب قهرمانی میپرسن ازت و باید جواب بدی،من مطمعنم برنده میشم،شاید بگید بخاطر کوسه امه،ولی همونطور که گفتم نمیتونم با استفاده از کوسه ام چیزی به خودم اضافه کنم و از تقلب متنفرم،انگار داره شروع میشه

من با و میدوریا و اوراراکا هم تیمی بودم...سوال اولو پرسیدن
سریع زنگ جلوی میز رو زدم و جواب رو گفتم،زیاد سخت نبود،ولی باید به این فکر میکردم که اگه باکوگو از دور خارج بشه نمیتونم انتقامم رو بگیرم،سوال بعد رو پرسیدن،جواب ندادم و صبر کردم تا باکوگو جواب داد،خودشه برای قبولی باید حداقل ۲۰ تا سوال رو جواب بدی و این امتحان ۵۰ تا سوال داره

سوالا رو دونه دونه میپرسیدن،هر دوتا سوال درمیون می‌ذاشتم باکوگو جواب بده و بعضی وقتا برعکس
من عمرا بزارم از من بهتر باشه،پس تیم ما ۳۰ گرفت و تیم اون ۲۰...بقیه تیم ها هم که کلا شوت بودن ولی چون بعضیا جوابا رو همزمان میدادن از ده تا تیم کلاس ای هفت تا تیم برنده شدن که شامل جیرو و شوتو هم میشد،صدای باکوگو رشته افکارمو پاره کرد

باکوگو:هی،آممم...موفق باشی

من:برای خودت دعا کن،امیدوار باش نمیری

به وضوح رنگش پرید

باکوگو:ببین میدونم رفتارم باهات یکم بد بوده

من:یکم؟؟؟؟یکم؟؟؟؟مرتیکه تو سه سال منو زجر دادی تحقیر کردی کتک زدی،چقد یه آدم میتونه بیشعور باشه،گمشو،گمشو نبینمت

و بعد رفتم اونطرف...

نتایج رو اعلام کردن،تیم من بالا ترین رتبه رو داشت،بعد باکوگو و بعد شوتو بقیه هم زیاد مهم نیستن

کم کم مسابقه دوم شروع شد،قدرت بدنی باید یه نفر رو انتخاب میکردم که پشتم سوار بشه و مدال های بقیه رو بدزدم...به اطراف نگاه کردم...قدرت بدنیم عالیه ولی یه آدم سبک بهترینه،آها اوراراکا،میتونه خودشو بی وزن کنه تا اصلا وزنشو حس نکنم،البته زور زیادی دارم نمیدونم چرا ولی وقتی اون رعد و برق بهم خورد زورم زیاد شد بشدت...خواستم برم سمت اوراراکا ولی اون با میدوریا هم تیمی شد،لعنتی،وایسا...من باید کاری کنم باکوگو برنده بشه،این یه مسابقه هوش نیست...به اطراف نگاه کردم شوتو رو دیدم،شوتو عالی بود،زورش زیاد بود و من هم میتونستم خودمو بی وزن کنم و سرعتم هم زیاد بود پس میتونستم مدال ها رو از گردن بقیه بگیرم...

به باکوگو نگاه کردم با ایدا همتیمی شد،خوبه ایدا سرعتش خوبه،برنده شدنشونو تضمین میکنم

با قیافه جدی رفتم سمت شوتو

من:شوتو؟

شوتو:بله؟

من:همتیمی داری؟

شوتو:نه

من:پس بیا هم تیمی بشیم

شوتو:باشه

من:پسر روحیاتمو خورد کردی چرا انقد خشک

شوتو:توهم خشکی

من:خب...راست میگی قانع شدم

سعی کردم لبخند بزنم

من:حالا خوبه؟

شوتو:بهتر ازین نمیشه



با شوتو هم تیمی شدم و رفتیم مدال هامونو گرفتیم مدال هارو دور گردنمون بستیم و من رفتم رو کول شوتو،واقعا میدونم صحنه سمیه ولی دیگه مجبوریم دیگه و گفتن کلمه رو کولش عجیبه پس میگم پشتش😬

خلاصه رفتم رو پشت شوتو و مسابقه شروع شد،

به وضوح ما داشتیم میبردیم ولی چندتا مدال برای بقیه گذاشتم😈بیست تا مدال تو گردن شوتو بود به،من نباید مدال مینداختم،کسی که روی پشتش سوار شدی مدال ها رو میپوشه...خودمو بی وزن کرده بودم،اوراراکا هم همینطور

باکوگو و ایدا هم ۱۰ تا مدال داشتن،برای برد ده تا کافی بود

داشتم به انتقام نزدیک و نزدیک تر میشدم،نیشخند بزرگی روی لبم اومد شاید یه نیشخند شیطانی،شاید مربوط به اون خوابه...نمیدونم هرچی باشه به انتقام ربطی نداره،این انتقام منو آروم میکنه...

اون مسابقه هم به خوبی و خوشی تموم شد هیچ پستی و بلندی نداشتم...وقتی بردیم از شوتو تشکر کردم و رفتم تا نتایج رو ببینم

رتبه اول:نورا و شوتو

رتبه دوم:باکوگو و ایدا

رتبه سوم:اوراراکا و میدوریا

و همینطور بقیه،این خوبه بالاخره میتونم انتقامم رو بگیرم این یه ماه واقعا اذیت کننده بود


┃   ✍︎ Written by melik┃
نویسنده:
https://wisgoon.com/melika.omega
دیدگاه ها (۱)

╭━━━━━━━༺༻━━━━━━━╮┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃┃         ✦ Part ...

ادامه قسمت ۱۷وقتی به در خروج میرسه آلمایت دستشو میزاره روی ش...

╭━━━━━━━༺༻━━━━━━━╮┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃┃         ✦ Part ...

╭━━━━━━━༺༻━━━━━━━╮┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃┃         ✦ Part ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط