ادامه قسمت
ادامه قسمت ۱۷
وقتی به در خروج میرسه آلمایت دستشو میزاره روی شونه ی نورا
نورا:
داشتم میرفتم که آلمایت دستشو گذاشت روی شونه ام
المایت:کار اشتباهی کردی ،انتقام چیز خوبی نیست و کتک زدن دانش آموزان یو ای تنبیه داره
دستشو پس زدم
من:کاری نکن ازین حرفت پشیمونت کنم
و به راهم ادامه دادم،بالاخره انتقام رو گرفتم...و بدن اون دختره ی ابله رو به دست گرفتم... میدونستم نمیتونه انتقام نگیره،الان ۹۰ درصد بدنش توی کنترل منه...نمیزارم از دست بره
نیشخندی زدم و به خوابگاه رفتم...
┃ ✍︎ Written by melik┃
تاج سرمون نویسنده:💝💖❤
https://wisgoon.com/melika.omega
وقتی به در خروج میرسه آلمایت دستشو میزاره روی شونه ی نورا
نورا:
داشتم میرفتم که آلمایت دستشو گذاشت روی شونه ام
المایت:کار اشتباهی کردی ،انتقام چیز خوبی نیست و کتک زدن دانش آموزان یو ای تنبیه داره
دستشو پس زدم
من:کاری نکن ازین حرفت پشیمونت کنم
و به راهم ادامه دادم،بالاخره انتقام رو گرفتم...و بدن اون دختره ی ابله رو به دست گرفتم... میدونستم نمیتونه انتقام نگیره،الان ۹۰ درصد بدنش توی کنترل منه...نمیزارم از دست بره
نیشخندی زدم و به خوابگاه رفتم...
┃ ✍︎ Written by melik┃
تاج سرمون نویسنده:💝💖❤
https://wisgoon.com/melika.omega
- ۴.۹k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط