{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم تو کافی شاپ، دیدم همه با دوست دختراشون نشستن.

امروز رفتم تو کافی شاپ، دیدم همه با دوست دختراشون نشستن. منم که تنها بودم.
راستشو بخوای حسودیم شد. گوشیو گرفتم در گوشم، داد زدم: بدبخت بیا خواهرتو ببین، تو کافی شاپ کنار یه پسره نشسته...

همه دخترا فرار کردن...
آی حال کردم
آی دلم خنک شد!
دیدگاه ها (۸)

کامنت لطفا

اگ وقت کردید حتما بخونید خیلی قشنگه:توی یک جمع بی حوصله نشست...

واقعا.....

♥♥♥

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

Part ²⁰تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....چرا اون اینجاست...

رمان عشق ممنوع

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط