{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی آنقدر سردم

گاهی آنقدر سردم
که تمام رودهای جهان
در چشم هایم یخ می بندد
گاهی آنقدر گرم
که حتی
پیش از آنکه بمیرم
هر آتشی می تواند از گور من بلند شود
هواشناسی در حال و هوای من سردرگم است
نمی فهمد
تمام ابرها به فرمان منند
وخورشید فقط جهت چشم های من می چرخد
این منم که فکر می کند
جهانی ست
که سرد و گرم روزگار را چشیده است !
دیدگاه ها (۴)

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

.

سرگذشت دل منزندگی‌نامه انسانی‌ستکه لبش دوخته‌اندزنده‌اش سوخت...

خاموش کنم چراغ را! آنچه نمی بینم،زیباتر است . . .

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

گاهی آنقدر سردمکه تمام رودهای جهاندر چشم هایم یخ می بنددگاهی...

ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﺮﺩﻡکه ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺩﻫﺎﯼ #جهاندر #چشمهایم یخ ﻣﯽ بنددﮔ...

♡ گاهی حس میکنم چه قدر خوب است که شناختمت.همین که لا به لایِ...

یخ زدن تنها زمان باریدن برف نیست! زمان سردی شدید هوا هم نیست...

موضوع: پروانه ای هستم که در تاریکی شب، شمعی روشن پیدا کرده ا...

🖤🦋 دلم که میگیرد#مادرم را می خواهم..به حجم آغوشِ گرم و پر مه...

محمد حسن مرتجا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط