{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان اول:دیارعشق

رمان اول:دیارعشق


نویسنده:nazbano1997

ای دی نویسنده:
@nazbano1997

خلاصه رمان:نمیدونم از کجا شروع کنم و به کجا پایان بدم،اما این قصه،قصه یه عشقه قصه از خود گذشتگیه...
قصه دختری از جنس مهربونی،اما در عین حال لجباز و عین سیبی که بالای درخته دست نیافتنی...
دختری که تو پول غرقه اما بازم دلش خوش نیست...
دلش میخواد تو محبت پدر و مادرشم غرق باشه...
دلش آغوش پدرانه میخواد اما دریغ...دلش نوازش مادرانه میخواد...اما اونم دریغ...
مادری که دوست داره تفکرات خودش رو منتقل کنه به ذهن بچه هاش و از این کار لذت میبره اما گلبوی قصه ی من تفکرات خودشو داره...زیر بار حرف زور هیچ بشری نمیره...
اون خودشه...یه دختر پاک...
درسته محبت پدر و مادر رو زیاد ندیده اما محبت خواهر و برادر رو به اندازه کافی چشیده...
سه تا خواهر و برادر که خودشون به تنهایی شدن یه خانواده برای هم...
دردشون درد همه...خوشیشون خوشی همه...
اما اتفاقی میوفته که باعث میشه بشکنه تا شکسته شدنو نبینه...این یعنی خود گذشت...


ژانر:عاشقانه...

(بعضی جاها عاشقانه های زیبا...اما بعضی جاها عاشقانه تلخ...)

پایان:بهتره نگم،اما ارزش خوندن داره...شک نکنید...
دیدگاه ها (۱)

قسمت اول ۱به نام خدا1زندگی بدون عشق،مثل صبح بهاری استبی گنجش...

قسمت دوم ۲آروم بهش گفتم:گلرو اینا کی پیداشون شد؟؟؟-کارای مام...

#وقتی_تو_را_باختند رمان قشنگیه و ارزش خوندن رو داره🙃اسم رمان...

اسم رمان : سقوط درخشان یک دیوانه پادشاه ، ملکه ، شاهزاده ، ....

بچه ها به نظرتون رمان درباره بانگو (ممکنه بعضی جاها یکم رمان...

the first lie

دخترا می‌خوام یه رمان بنویسم خوشحال میشم حمایت هاتونو ببینم ...

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

سناریو درخواستی هانما

اوسی دیمن اسلایر

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بودپارت ۱🔑ویو مینا:نشسته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط