رقص مرگ و عشق
رقص مرگ و عشق
P⁵
×ا.ت خدایی پشمام ریخت...کثافتت چراا زودتر نگفتی بهمم
_ببخشید
×احمققق...مننن عقدههه ایمم کثافتت...من عاشق تو...
_میشه دیگه فیلم ایرانی نبینی
×چرااا
_چون دکلمه ها یادتت میمونهه
×چشمم پرنسس
_ایشش پرنسس صدام نکن یاد جونگکوک می افتم
×چراا اونن
_چون داشت میرفت منو پرنسس صدا کرد ایشش
×از خداتم باشه
_سیسی دیوونه باشه کنسلههه
×_(خنده)
"ویو نیم ساعت بعد"
اومدم خونه
داشتم میرفتم توی اتاقم که با صداش سر جام میخکوب شدم
درحالی که پک سیگارش رو بیرون میداد و روی مبل نشسته بود گفت
+کجا بودی
_پیش دوستم
از سر جاش بلند شد و سمتم اومد
نزدیک تر اومد و با دستش فکم رو گرفت و صورتم رو بالا آورد تا توی چشماش نگاه کنم
+دیر اومدی پرنسس
یهو در وا شد و مامانم اومد
€سلام عزیزم(خطاب به جونگکوک)
جونگکوک ازم فاصله گرفت و لبخندی زد
+سلام
€اوضاع خوبه؟
_آره مگه باید بد باشه
€آها باشه
سریع رفتم توی اتاقم و لباسام رو عوض کردن و برگشتم داخل پذیرایی و روی مبل نشستم
P⁵
×ا.ت خدایی پشمام ریخت...کثافتت چراا زودتر نگفتی بهمم
_ببخشید
×احمققق...مننن عقدههه ایمم کثافتت...من عاشق تو...
_میشه دیگه فیلم ایرانی نبینی
×چرااا
_چون دکلمه ها یادتت میمونهه
×چشمم پرنسس
_ایشش پرنسس صدام نکن یاد جونگکوک می افتم
×چراا اونن
_چون داشت میرفت منو پرنسس صدا کرد ایشش
×از خداتم باشه
_سیسی دیوونه باشه کنسلههه
×_(خنده)
"ویو نیم ساعت بعد"
اومدم خونه
داشتم میرفتم توی اتاقم که با صداش سر جام میخکوب شدم
درحالی که پک سیگارش رو بیرون میداد و روی مبل نشسته بود گفت
+کجا بودی
_پیش دوستم
از سر جاش بلند شد و سمتم اومد
نزدیک تر اومد و با دستش فکم رو گرفت و صورتم رو بالا آورد تا توی چشماش نگاه کنم
+دیر اومدی پرنسس
یهو در وا شد و مامانم اومد
€سلام عزیزم(خطاب به جونگکوک)
جونگکوک ازم فاصله گرفت و لبخندی زد
+سلام
€اوضاع خوبه؟
_آره مگه باید بد باشه
€آها باشه
سریع رفتم توی اتاقم و لباسام رو عوض کردن و برگشتم داخل پذیرایی و روی مبل نشستم
- ۶۲۸
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط