{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستم را بعد از چند سال دیدم. از زندگیش پرسیدم و اینکه از

دوستم را بعد از چند سال دیدم. از زندگیش پرسیدم و اینکه ازدواج کرده یا نه؛ گفت آره؛ پرسیدم با کی؟ گفت ویشکا آسایش رو می شناسی؟ ذوق زده گفتم آره؛ گفت من با خواهرش ازدواج کردم؛ اسمش هست "هیچگاه آسایش"
دیدگاه ها (۱)

ﺁﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﺼﺎﺩﻑﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺟﺰ...

از همان روزی که پای تو به این دنیا رسیدغصه هایم یک به یک از ...

خداییش بخونید خیلیییییییییییییییی خنده داره!!!همگی بزنید لای...

ﮔﺎﻫﻲ ﭼﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘَﻨﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ،ﻣﻌﺮ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

ادامه پارت ۱۲

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

رمان آیچی پارت 8 _________________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط