{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی بود و بهاری در من آویخت،

شبی بود و بهاری در من آویخت،
چه آتشها بر انگیخت،
فرو خواندم به گوشش قصه عشق،
چو باران بهاری اشک میریخت...
دیدگاه ها (۹)

عشق تو بر ستاره ی من سایه می افکند،ماه در زندگی ام طلوع میکن...

صبرکن عشق زمینگیر شود بعد برو...یا دل از دیدن تو سیر شود بعد...

♡♡♡

؟؟؟؟؟

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 127・⁠]⁠ᕗمن مال جونگکوکم تا ه...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

پارت ۱۵ ( پایانی)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۵: چیزی که از تاج هم باارزش‌ترهاتاق هنوز ...

FORCED LOVEPart:21[همان زمان، چند خیابان آن‌طرف‌تر]تهیونگ دا...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط