{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است باز هم

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است باز هم می‌خندم آنقدر می‌خندم که غم از روی رود، زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه باید رویید در پس این باران گاه باید خندید بر غمی بی‌پایان...!!!
دیدگاه ها (۵)

..

میتو همین الان یه هوووووییی

زندگی بوم سفیدیست...من و تو نقاش‌های این صفحه‌ایم...زندگی را...

.

از صدای گذر آب چنان فهمیدم ؛تندتر از آب روان عمر گران میگذرد...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

"چه کسی میداند؟؟؟که تو در پیله ی تنهایی خود،تنهایی!!چه کسی م...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

‌‌قلمـت را بردار بنویس از همـه خوبے ها زندگــے، عشـق، امیــد...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط