{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها

این روزها
مانند مسافری پریشان خاطرم
که تمام طول راه
در این اضطراب است
که نکند
قفل دری را،
بستن شیر گازی را،
آب دادن گل‌های باغچه‌‌‌ای را
فراموش کرده باشد.
این روزها
مدام به این فکر می‌کنم
و می‌ترسم
که نکند
بوسه‌ای را
آغوشی را
صحبتی را
با تو
فراموش کرده باشم.


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

👌🏻

....

میدانستم او آدمِ سختی‌هاست.او هم میدانست من آدمِ پریدن از ار...

من فکرهایم را کرده امو به گمانم این بهترین راه است؛اینکه مثل...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 216♡⁠。⁠)⁩بالاخر...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

★彡   Part 66 彡★ اوایل بهار بود و سرما طبیعی بود.با این حال چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط