{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل قسمت

﴿ فصل 1قسمت 5﴾
آنیا: گوشیم هم میخواهم.
باربد:اوک بیب
گوشی را داد دست آنیا و همون جوری آمد بیرون سوار ماشینی شد آنیا اسم ماشین را نمی‌دونستت ولی خیلی‌ خوشگل بود .
باربد: بیبی می خواهم تا خونه روی پام بشینی و برام از خودت بگی ملکه خوشگلم.
آنیا:روی پات باشه ولی نمی‌دونم چی بگم.
سوار ماشین شدن باربد و آنیا داشتند حرف میزند آنیا یک لحظه خمیازه کشید و گفت:آقای خریدار من خوابم میاد .
باربد: باشه.
باربد همین که آمد حرف دیگه ای بزنه دید همون جوری آنیا خواب رفته توی خواب خیلی‌ مظلوم بود دهنش باز شد هوس کردم بوسش کنم وقتی نزدیکش شدم دهنش بوی قرص آرام بخش میداد آنیا یهو یخ شد نبضش را گرفتم دیدم نبضش هم کنده.
باربد:نامجون سریع برو به سمت بیمارستان .
نامجون با تمام سرعت رفت سمت بیمارستان وقتی رسیدن بیمارستان سریع آنیا را بردن توی اتاق عمل دکتر ها تشخیص دادن که آنیا قرص خورده پس شست و شوی معده دادن به بهش سرم تقویتی زدن. دکتر رفت پیش باربد و گفت :آقا شما چکار این دختره هستید ؟
باربد :اولن خانم بعدشم اون ملکه من هست.
دکتر وضعیت آنیا را به باربد گفت و بهش گفت مراقبش باشه بهش اتاق آنیا را نشون داده بود . توی حرف های دکتر یک چیزی بود که باربد شکه شد بود دکتر گفته بود روی بدن جای کبودی هست مثل اینکه شلاق بوده. دکتر رفت نامجون آمد سمت باربد و گفت:ریس وضعیت ملکه تون چطوره ؟
باربد :نامجون زنگ بزن به جیسون بگو دیشب آنیا کجا بوده .
نامجون:چیزی شده؟(تعجب)
باربد :بدنش کبوده . (عصبی )
نامجون زنگ زد آقای جیسون ولی آقای جیسون پیچوندش بعد نیم ساعت تلفن را قطع کرد
.......
بدون لایک و کامنت حلال نیست و حمایت فراموش نشه.
دیدگاه ها (۲)

﴿ فصل 1قسمت 6﴾یک روز بعد. آنیا یک روز تموم بیهوش بود بلاخره...

﴿ فصل 1قسمت 4﴾باربد در آنیا را باز کردم یک دختر مو نارنجی ی...

﴿ فصل 1قسمت 3﴾فردا صبح ساعت 8:30 از زبان باربدداشت با خودش ...

ببینید چه آدامینه خوبی دارین دلم نیومد براتون پارت نزارم😌💅__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط