{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل قسمت

﴿ فصل 1قسمت 4﴾
باربد در آنیا را باز کردم یک دختر مو نارنجی یا بهتر بگم مو هویجی نشسته بود زانو هاشو بغل کرده بود و مثل یک پرنسس داشت گریه میکرد از پشت بغلش کردم.
آنیا شکه شد گفت :تو کی هستی (با صدای آرام)
باربد: من باربدم. آنیا خوشگله میخواهم مال من باشی مال من میشی یا به زور بکنمت ؟(یکم خنده شیطانی)
آنیا: یعنی چی منظورت چیه نکنه تو همون آقایه که جیسون منو بهش فروخت ؟(با صدایی که معلوم بود توش بقض بود)
باربد :بیبی نترس من بهتر از پدرت…
آنیا نزاشت حرفش را بزنه و گفت :اون بابای من نیست آخه کدوم پدری بچشو می‌فروشه؟(یکم با عصابنیت)
باربد :پس بزار من مراقبت باشم بهت قول میدم فقط ملکم شو .
آنیا :ملکه ؟ منظورت چیه؟
باربد می‌خواهم زنم شی.
آنیا :ولی من هنوزم جوانم.
باربد: باهام بیا بهت قول میدم بهت دست نزن تا خودت نخواهی.
آنیا سرش را به نشانه باشه تکون داد . باربد بغلش کرد و گفت کفشت کجاست میخواهم ببرمت آنیا با دست بهش اشاره کرد یک کفش معلومی پاشته بلند مشکی بود بعدش به گوشیش اشاره کرد
.....
بدون لایک و کامنت حلال نیست و حمایت کنید
دیدگاه ها (۱)

﴿ فصل 1قسمت 5﴾آنیا: گوشیم هم میخواهم. باربد:اوک بیب گوشی را ...

﴿ فصل 1قسمت 6﴾یک روز بعد. آنیا یک روز تموم بیهوش بود بلاخره...

﴿ فصل 1قسمت 3﴾فردا صبح ساعت 8:30 از زبان باربدداشت با خودش ...

﴿ فصل 1قسمت 2﴾ همان شب جیسون آمد خونه و مثل همیشه آنیا را...

رمان حسم به تو.... فصل2 بعد از دوست شدن

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟴بلخره موفق شدم نگاهمو ازش بدزدماما حس میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط