https://telegram.me/rvazheha
https://telegram.me/rvazheha
زن ها را زیاد پیچیده شان کرده ایم
باور کنیم دنیای زن ها آنقدر که
خودشان هم میگویند سخت نیست
زن ها دنیای احساس جالبی دارند
اصلا دنیای احساسشان هنوز پشت
نیمکت های کودکی جا مانده است
زودتر از قهر کردنشان آشتی می کنند
اگر آنها را با کلمات جادویی صدا بزنید
نکند گمان کنی از سادگی
تمام حرف هایت را باور میکند
نه
همه باورهایش از دوست داشتن
دو لبی است که تو از میانش
صدایشان می زنی
خدا نکند دلش را بشکنی
اما
اگر به اشتباهی دلش را شکستی
فکر نکنی می ایستد نگاهت می کند
به ثانیه ای چمدان احساس کودکش را
بلند می کند می رود گوشه ای می نشیند
و تا آنجا که می شود قهر می کند
از همان قهر قهر های تا قیامت
تا دیگر نمیخواهم ببینمت برای همیشه
اگر بتوانی نگاه گریه اش را تاب بیاوری
میتوانی کودکی چشمانش را ببینی
اخ که گفتنش هم کمر مردانه خم میکند
وقتی پشت آستین بلند لباسش را به چشمانش
کشیده و بعد انگشت میان دندان میگذارد
تا نکند صدایش به گوش تو برسد و
احساس ضعیف شدن کند
ننشینی با خودت چرتکه آشتی بیندازی
این قهر شدن ها برای آشتی
نه تکه ای طلا میخواهد
نه ویترینی پر لباس
این قهر شدن ها فقط کلمه میخواهد
آنهم از همان ساده هایش
از قلبت که باشد از میان لبانت که باشد
او را به آبی بر روی آتش آرام می کند
میدانی کدامش از همه جادوی بیشتری دارد؟؟ آنکه آرام بروی پشت درب اتاق قهر کرده اش
سر به لای ستون سرد درب و دیوار گذاشته
و بگویی
خانمم ؟
اولش حرفی نمی زند که
سکوت میکند تا جادوی لبانت
از تمام دلگرفتگی هایش عبور کند
بار دوم که بگویی خانمم
انگار زخمی مرحم می شود
نه اینکه اشک هایش تمام شود
اما باران چشمانش کمی تا قسمتی
به حالت نیمه ابری در می آید
حالا باید تیر خلاصت را شلیک کنی
باید تا آنجا که احساست جان دارد
یک خانمم جان دار بگویی
از همان که پشتش دنیا پشیمانی خوابیده است
همان که همه اش معنی آشتی می دهد
این را که بگویی کار تمام است
چنان جانمی بگوید
که برای آغوش کشیدنش
گم کنی درب را دیوار را ستون را
من این اشک های مردانه از لمس
دنیا دنیا معرفت زنانه را طور دیگری
دوست دارم
اشکی که پاک شدنش هم به دستان
لطیف همان زنانگی اش عجیب
طعم خوشبختی دارد
دنیای احساس زن ها پیچیده نیست
پیچیده اش کردن تا تو به راحتی
دستت به آغوش زنانه اش نرسد
تا خانمم گفتنت
همه اش عشق باشد نه هوس
زن ها را زیاد پیچیده شان کرده ایم
باور کنیم دنیای زن ها آنقدر که
خودشان هم میگویند سخت نیست
زن ها دنیای احساس جالبی دارند
اصلا دنیای احساسشان هنوز پشت
نیمکت های کودکی جا مانده است
زودتر از قهر کردنشان آشتی می کنند
اگر آنها را با کلمات جادویی صدا بزنید
نکند گمان کنی از سادگی
تمام حرف هایت را باور میکند
نه
همه باورهایش از دوست داشتن
دو لبی است که تو از میانش
صدایشان می زنی
خدا نکند دلش را بشکنی
اما
اگر به اشتباهی دلش را شکستی
فکر نکنی می ایستد نگاهت می کند
به ثانیه ای چمدان احساس کودکش را
بلند می کند می رود گوشه ای می نشیند
و تا آنجا که می شود قهر می کند
از همان قهر قهر های تا قیامت
تا دیگر نمیخواهم ببینمت برای همیشه
اگر بتوانی نگاه گریه اش را تاب بیاوری
میتوانی کودکی چشمانش را ببینی
اخ که گفتنش هم کمر مردانه خم میکند
وقتی پشت آستین بلند لباسش را به چشمانش
کشیده و بعد انگشت میان دندان میگذارد
تا نکند صدایش به گوش تو برسد و
احساس ضعیف شدن کند
ننشینی با خودت چرتکه آشتی بیندازی
این قهر شدن ها برای آشتی
نه تکه ای طلا میخواهد
نه ویترینی پر لباس
این قهر شدن ها فقط کلمه میخواهد
آنهم از همان ساده هایش
از قلبت که باشد از میان لبانت که باشد
او را به آبی بر روی آتش آرام می کند
میدانی کدامش از همه جادوی بیشتری دارد؟؟ آنکه آرام بروی پشت درب اتاق قهر کرده اش
سر به لای ستون سرد درب و دیوار گذاشته
و بگویی
خانمم ؟
اولش حرفی نمی زند که
سکوت میکند تا جادوی لبانت
از تمام دلگرفتگی هایش عبور کند
بار دوم که بگویی خانمم
انگار زخمی مرحم می شود
نه اینکه اشک هایش تمام شود
اما باران چشمانش کمی تا قسمتی
به حالت نیمه ابری در می آید
حالا باید تیر خلاصت را شلیک کنی
باید تا آنجا که احساست جان دارد
یک خانمم جان دار بگویی
از همان که پشتش دنیا پشیمانی خوابیده است
همان که همه اش معنی آشتی می دهد
این را که بگویی کار تمام است
چنان جانمی بگوید
که برای آغوش کشیدنش
گم کنی درب را دیوار را ستون را
من این اشک های مردانه از لمس
دنیا دنیا معرفت زنانه را طور دیگری
دوست دارم
اشکی که پاک شدنش هم به دستان
لطیف همان زنانگی اش عجیب
طعم خوشبختی دارد
دنیای احساس زن ها پیچیده نیست
پیچیده اش کردن تا تو به راحتی
دستت به آغوش زنانه اش نرسد
تا خانمم گفتنت
همه اش عشق باشد نه هوس
- ۸.۱k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط