mymistake

╭────༺ ♕ ༻────╮

#my_mistake
#part4
⋆┈┈。゚❃ུ۪ ❀ུ۪ ❁ུ۪ ❃ུ۪ ❀ུ۪ ゚。┈┈⋆
#اشتباه_من
#پارت۴


با صدای الارم گوشیم از خواب پریدم...
ساعت 5:20!!
خب خوبه هنوز کلی وقت هست بگیریم بخوابیم..
یکم دیگه خوابیدم که دوباره صداش بلند شد...
چرا حس میکنم الارمه داره فوشم میده :/
برگشتم خاموشش کنم دیدم مامانمه...شت!!
سونیک: ناممم...بله...
مامان: سلام عزیزم نگران بودم زنگ...ببینم تو که هنوز خوابی!!! پاشو پاشو دیرت میشه بچه یه بار من پیشت نیستما!!
سونیک:باشه باشه بلند شدم...
یه خمیازه ای کشیدم و از جام بلند شدم و پتو رو کنار زدم
صورتم رو شستم و مسواک زدم و یه دستی به تیغام کشیدمو و ایرپاد مو برداشتم و زدم بیرون
تو سالن چند نفر بیشتر نبودم
نمی شناختمشون برا همین سرمو انداختم پایین و از کنارشون رد شدم و سریع رفتم تو حیاط....
به به عجب منظره ای سگم بیرون پرسه نمیزنه...
پوفی کشیدم و رفتم سمت سالن غذا خوری ، گفتن تو این ساعت صبحانه میدن...
تو صف ایستادم و یه ظرف غذا برداشتم و سهم خودم رو کشیدم...سوسیس و تخم مرغ و یه سس فلفلی هم برداشتم و خواستم برم سمت یه میز که دیدم همشون پرشدن...آهی کشیدم و رفتم بیرون غذا بخورم که یکی صدام کرد
برگشتم و دیدن روژ و ناکلز و امی رو یه میز نشستن و دارن برام دست تکون میدن...
روژ: هی خوشتیپ بیا اینجا ببینم
یه لبخندی زدم و رفتم سمتشون و کنار امی نشستم
امی از خجالت یکم ازم فاصله گرفت
سونیک:سلام بچه ها...
ناکلز:سلام...چقد زود اومدی بچه ها میگن وقتی اومدن تو اینجا بودی
روژ:معلومه توعم مثل امی زود بلند میشی...
سونیک:نه باباع مامانم سر صبح زنگ زد گفت پاشو برو دیرت نشه...بعدشم مگه نگفتن باید سر ساعت بیاد کلاس حاضری بزنید...
روژ:چرت و پرته بابا من سه ساله اینجام همیشه دیر میرم سر کلاس هیچ ای والناس هم بم گیر نمیده...
امی: امم سونیک تو امروز سر چه کلاسی میری
سونیک:خب دیشب پیام دادم اون خانومه که روژ شمارشو بم داد...
روژ:اون خانم وانیلا بود...معاون پرورشی
سونیک:آره همون بم گفت برو سر کلاس تاریخ
ناکلز: تاریخ!!
سونیک: آره مگه چیه؟!
ناکلز:هیچی فقط بدبخت شدی...
سونیک: واسه چی بدبخت شدم!!
امی: آخه معلمش خیلی یه جوریه....
سونیک:چه جوریه مثلا!!
روژ(عصبی):چه میدونیم وحشیه...هار انگار از حیاط وحش فرار کرده مرتیکه...هر وقت بش فکر میکنم دلم میخواد برم بزم تو گوشش...همیشه منو به خاطر آرایشم مجبور میکرد تعهد بدم ایش!!
ناکلز:آروم باش روژ!!!
سونیک: درک میکنم...همیشه همینه منم شانس ندارن باید هرجا میرم یه سگ اخلاق پیداش بشه...پارسالم یکی از معلمام همیشه به خاطر اینکه سر کلاسش آهنگ گوش میدادم مینداختم بیرون...
روژ:اوه...نگران نباش عسلم...ولی فکر کنم امسال واسه سال اولیا کلاس بر نداشته
امی:ولی من دیروز رفتم سر کلاسش!!
روژ:ای بابا این چرا دلش میخواد هر سال گند بزنه به همچی!!
ناکلز: حرس نخور غذا بخورد...
آه کوتاهی کشیدم و شروع کردیم به خوردن صبحانه که امی ازم پرسید
امی: میگم راستی هم اتاقیت کیه چرا نمیاد پیشمون....
سونیک: من هم اتاقی ندارم البته فعلا...بم گفتم قراره با یه سال بالایی هم اتاقی بشم...
روژ: یه سال بالایی...خب فکر کنم بشناسمش
ناکلز: کی؟! ها اون پسره رو میگی...
روز: آره عسلم
سونیک: شما میدونید هم اتاقیم کیه؟! پس اگه میشناسیدش باید بدونید چرا تا الان پیداش نشده....
ناکلز: خیلی وقته پیداش نشده پارسالم وسطای ترم ول کرد رفت....
امی: کجا رفت!!
روژ: لندن...اونجا رفته تا کار کنه ولی بخاطر اینکه پدر و مادرش از هم جدا شدن با مادرش برگشت....
سونیک: که اینطور....
همین جور مشغول بودیم که زنگ خورد و رفتیم سر کلاسامون...
تو راه از ناکلز و روژ خدافظی کردیم و با امی رفتیم سر کلاس تاریخ و جلوی کلاس ایستاده بودیم...
امی: خب امید وارم آماده روبه رو شدن با سگ اخلاق ترین معلم دنیا باشی!!
سونیک: بدتر از ایناشم دیدم...
امی خنده ریزی کرد و من لبخند کوچیکی زدم و درو باز کردم رفتم تو ولی همین که پامو گذاشتم داخل خوردم به یکی و هرچی برگه و کتاب دست طرف بود افتاد و هردو پخش زمین شدیم...
آخ پشتم نابود شد...سرمو بلند کردم که امی اومد کنارم نشست و با نگرانی گفت...
امی:چی شد یهو خوبی!!
سونیک: آره من خوبم چیزیم نشد...تو چی خوبی...
_ آ-آره خوبم ببخشید حواسم نبود و جلومو ندیدم
سونیک: نه اشکالی نداره...ببینم تو چند تا دم داری!!:○
_ دوتا دم...
سونیک: واو تاحالا یه روباه با دوتا دم ندیده بودم...
یکم سرشو آورد پایین و دوماشو پشت سرش قایم کرد...آخ آخ فکر کنم ناراحتش کردم...
دیدگاه ها (۸)

╭╴╶╶╾   𓈒ৎ𝆬  ╌ ╍ ╴┄ ─⚝ ┅ ┅ ᠃᠃╶╍╴──╮┆   𝔄 𝔭𝔞𝔯𝔞𝔡𝔦𝔰𝔢 𝔦𝔫 𝔱𝔥𝔢 𝔡𝔢𝔭...

سلاممن یکی رو ناراحت کردم اگه اینو دید👇منو ببخش😭😭😭

این همه پستای دوستمو گزارش میداد و زیرش یه چیزی مینوشت 👇@zen...

دیدگاه رو نگاه کنین

ادامه پارت پنجسونیک: اوکی پس بیاد بریم... برگشتیم و از امی و...

╭────༺ ♕ ༻────╮⊊ #my_mistake ⊋#part6⋆┈┈。゚❃ུ۪ ❀ུ۪ ❁ུ۪ ❃ུ۪ ❀ུ۪...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط