{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانونمی آیی

بانونمی آیی
و من همیشه گمان می کنم
دلیل تمام دلشوره های غروب های این شهر لعنتی
تو هستی !
دیدگاه ها (۳)

ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺎ ﻓﻘﻂﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻮﺩﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ...ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﺍﻋ...

مگر می توان تو را دوست نداشت؟!مثل این کهبه پرنده بگویی ؛پروا...

لبهایت راکه رُژ بزنی ، گُل هابه شقایق های دَشتحسودی شان می ش...

یه آهنگ خاصیه خاطره ی نابیه یاد کهنهیه نفر تنهایه عاشقیه عکس...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

پاییز از راه رسید و به روزهای بدون تو فکر میکنمبه تمام لحظات...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

˖𓂃ᡴꪫ⌯ادامه دادن همیشه با امید همراه نیست،من حس می‌کنم که وفا...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

تولدت مبارک فرشته نجاتم

@iloveliمیدونم دوست خوبی نیستم و نمیتونم ازت مراقبت کنم اما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط