{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلاد

جلاد
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓
درِ سالن کنفرانس باز شد.
همه‌ی افراد حاضر، همزمان از جاشون بلند شدن.
_رئیس...

جئون بدون اینکه جوابی بده وارد شد، صندلی انتهای میز رو عقب کشید و نشست، نگاه سردش روی صورت تک‌تک افراد چرخید، بعد آروم گفت
_شروع کنین.

چند ثانیه سکوت حاکم شد تا یکی از افراد پرونده‌ای رو باز کرد.
_رئیس، تمام دوربین‌های عمارت از سه ساعت قبل تا دو ساعت بعد از ناپدید شدن پرونده بررسی شدن، هیچ رفت‌وآمد مشکوکی ثبت نشده.

جئون بدون اینکه نگاهش کنه پرسید
_نقاط کور؟
_همه بررسی شدن، چیزی پیدا نکردیم.
جئون سری تکون داد.
_ادامه...

نفر دوم نفس عمیقی کشید.
_همه‌ی نگهبان‌های شیفت بازجویی شدن، هیچ تناقضی بین حرف‌هاشون نبود.
_بازجویی... یا بازپرسی؟

مرد چند لحظه مکث کرد... انگار تازه متوجه اشتباهش شده بود.
_ام...بازجویی...

جئون نگاهش کرد.
_همین اشتباه باعث میشه حقیقت رو پیدا نکنین، آدمی که تحت فشار باشه، چیزی رو میگه که فکر میکنه میخواین بشنوین، نه چیزی که واقعاً اتفاق افتاده.

سکوت سنگینی اتاق رو پر کرد.
نفر سوم پرونده‌ای رو جلو کشید.
_رئیس، احتمال میدیم یکی از نگهبان‌ها رشوه گرفته باشه.

جئون چند ثانیه ساکت موند.
بعد آروم گفت
_اگه رشوه گرفته بود، الان اینجا نبود.

مرد پرسید
_منظورتون؟
_کسی که همچین ریسکی میکنه، بعدش منتظر نمیمونه دستگیر بشه...میبینید که،همه نگهبانامونم سرجاشونن.

چند نفر بی‌اختیار سر تکون دادن.
نفر بعدی گفت
_ممکنه کار یکی از باندهای رقیب باشه.
_نه.
_چرا رئیس؟
_چون محل نگهداری پرونده فقط بین افراد مشخصی معلوم بود، هیچ گروهی از بیرون بدون کمک گرفتن از داخل، مستقیم به اونجا نمیرسه...چرا یذره فکر نمیکنید؟

یکی از افراد که تا اون لحظه ساکت بود، آروم گفت
_پس... یعنی یه نفر از داخل اطلاعات داده.

جئون برای اولین بار مستقیم توی چشمش نگاه کرد.
_بالاخره یکی درست فکر کرد.

زمزمه‌ی کوتاهی بین افراد افتاد.
همون لحظه مرد دیگه‌ای با احترام گفت
_رئیس... با اجازه، من با این نتیجه‌گیری موافق نیستم.

چند نفر با تعجب به سمتش برگشتن.
جئون بدون اینکه اخمی کنه، فقط گفت
_دلیلت؟

مرد نفس عمیقی کشید.
_اگه یه نفر از داخل اطلاعات داده باشه، باید تا الان حداقل یه رد از خودش به جا گذاشته باشه، ولی ما هیچی پیدا نکردیم، برای همین احتمال میدم هنوز یه چیزی رو ندیدیم، نه اینکه حتماً خائن از داخل بوده باشه.

چند ثانیه سکوت بینشون افتاد.
جئون نگاهش رو از روی پرونده برداشت.

____
اگه از این پارت خوشتون اومد، خوشحال میشم نظرتون رو برام کامنت کنین، خوندن کامنت‌هاتون کلی بهم انگیزه میده💋🤍
دیدگاه ها (۵)

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟔_حرفت از روی فکر بود...!مرد منتظر ادامه حرفش موند...

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟕به ورودی عمارت رسید، در عمارت رو باز کرد.راهروی ع...

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒صدای قدم‌های جئون توی راهروی ساکت عمارت می‌پیچید،...

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟑همه افراد عمارت داخل سالن اصلی جمع شده بودن، هیچ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط