{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . .

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . .
دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!
ولی ... هیچوقت نفهمیدند
کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا !
یک هفته در تب ســـــــوخت . . . !!
دیدگاه ها (۲)

باز رسیدیم به ایستگاه بارون همه جا رو خیس کرده بود شب بود......

حتما بخونید...دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم،بعضی...

می دونی ؟ یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن تو باشی ...

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خ...

𝑲𝑨𝒀𝑶𝑵⛧𝑱𝑰𝑯𝑶𝑶𝑵 𝑰𝑵𝑻𝑬𝑹 𝑲𝑨𝑵𝑰𝒁 <☁>...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

پارت ۳ | آدم‌هایی که کم‌کم من را برگرداندندورود به دانشگاه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط