{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار تو

چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار تو
دو جرعه چای، یک فنجان، ولی تنها کنار تو

صدای خش خش برگ و ترنم های پاییزی
تَ تق تق، چانه ی لرزان، ولی تنها کنار تو

نشستن توی آلاچیق و "ها" کردن به دست ماه
که تکیه داده بر ایوان، ولی تنها کنار تو

چه حالی میدهد بوسه، چه حالی میدهد لبخند
حکایات لب و دندان، ولی تنها کنار تو

ببین این ژاکت کهنه کنار تو چه می آید
دلم شاد و لبم خندان، ولی تنها کنار تو

دلم یک شعرمیخواهد،ردیفش #عشق، وزنش تو
چه غوغایی کند "عشقی"، ولی تنها کنار تو

دل بی آشیانم را به دریا می زنم امشب
چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار تو
🌧 🌧 🌧 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨 🌨
دیدگاه ها (۱)

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۳: نقاب‌های شیشه‌ایوقتی سوآ دوباره جلوی د...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۲ | تاریکیپرونده‌ها روی میز پخش بودند و ...

چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار تودو جرعه چای، یک فنجان،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط