{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Knife Dead)

(Knife Dead)
Part 60

جونکوک: هوییی خانم خوشگله
دخترک اخم کرده بودن هیچ نگاهی به پسرک و لاس زدنش گفت ...
ات: دست از سرم بردار
جونکوک نیشخندی زد و باز هم سوتی به گوش‌زد گفت
جونکوک: واو چه لیدی جذابی .. بیا برسونمت
ات: نه نیازی نیست
جونکوک: بیخیال گمشده خوشگل بیا دیگه
( گمشده اینم شد اسم ) با کمی دلخورانه گفت
ات: گمشده ؟ خودتی بعدشم برو دنبال زندگیت چرا افتادی دنبال دختر بی‌کس کار
جونکوک خنده ای کرد و سمته دخترک چشم دوخته باز هم با مخ زنی گفت
جونکوک: بابا داری با اون اندام خودت منو میکشی
دخترک بیشتر عصبی شد و گردنش را چرخاند با عصبانیت لب زد
ات: خیلی بی‌ادبی منحرف !
جونکوک باز هم چهره ریلکس گرفت و شانه ای بالا انداخت و با لحن پرویی لب زد
جونکوک: هی‌ اون بدن س*کسی تو ! .. داره منو به زمین میزنه
ات: معلومه هست چی داری میگی خجالت بکش جلو این همه آدم
جونکوک خنده ای سر داد و گفت
جونکوک: بیا سوارش برسونم ترو
ات: لازم نیست....... مکثی کرد و با یاد همان دختره کناره جونکوک اخم کرده لب زد ..... ات: برو اون دخترای لختو پتیل رو برسون نه من
جونکوک ابرو بالا انداخت و گفت..... جونکوک: آهان.... تو حسودی کردی اره
لبخند زیبایی رو لب هایش نشست ولی دخترک چینی میان ابرو هایش نشست کمی به لبخندش دقت کرد ( چه قشنگ میخندی دلم برات خیلی تنگ شده تنها تو هستی که دوریت، نبودنت، قلبم را به درد می‌آورد کاش میشد اینو بهت بگم عشق من ) ناامید به زمین و قدم هایش خیره شد
جونکوک مثل همیشه شاد و شنگول با لبخند زیبا چشم دوخته بود با ریلکس گفت...
جونکوک: اگه میخواهی اون دختر کی بود سوار‌شو
ات: نمی‌خواهم سوار شم
جونکوک: پس نمیخوای بدونی که اون کیه ؟
ات: برام مهم نیست
جونکوک باز هم شکست خورد و در برابر حرف های دخترک کم آورد.. ولی اون کسی نبود که آنقدر زود تسلیم بشه سوتی زد و گفت ...
جونکوک : اوکی گرفتم لیدی جذاب ولی در برابر اون لبات همه خشک‌ میشن
دخترک شوکه تر گفت
ات: ای بایا ساکت شو خجالتم میدی
جونکوک: مگه میشه اون شبو فراموش کنم خوردن اون س*ینه های شیرینت
دخترک چشم هایش گشاد تر شدن و قدم هایش متوقف شد همراه اش ماشین هم ایستاد
ات: ساکت شو
نگاهی به پسری که از کنارش رد میشد انداخت و لبخند مصنوعی زد وگفت

لاشی بازی در نمیارم ولی بگید لاس زدن با بایستون رو دوست دارید دروغی در کار نیست راستش رو بگید 😉
دیدگاه ها (۲۲)

(Knife Dead)Part 62دخترک عصبی تر از آن دیقه چرا نازش را نکشی...

(Knife Dead )Part 59به آرامی پلک هایش را به سمته بالا هدایت ...

سلام خفنا......بازگشت کای رو تبریک میگید ( چاکرم) یه مدت نبو...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

سو آه اخم کرد و دست به کمر شد دخترک آوا با چشم های سبز تیره ...

دخترک حق تو گلو ای کرد سپس همان چشم های کیوت و قرمز اش یا لپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط