سایههای عمارت سیاه — پارت ۳۸
سایههای عمارت سیاه — پارت ۳۸
ات جعبه را از جونگوک گرفت و با دقت به کلید داخلش نگاه کرد.
سامان گفت: — این کلید حتماً یه جایی از این عمارت رو باز میکنه.
آرین عکس قدیمی را برداشت و پشتورو کرد. — شاید این عکس سرنخ بعدی باشه.
جونگوک به دیوار خیره شد. همان علامت سیاه دوباره روی دیوار دیده میشد، اما این بار یک خط باریک زیرش کشیده شده بود که مستقیم به سمت راهروی شرقی میرفت.
جونگوک گفت: — راهروی شرقی.
سامان ابرو بالا انداخت. — اون قسمت سالهاست بستهست.
جونگوک کلید را از دست ات گرفت و گفت: — پس وقتشه بفهمیم چرا.
چهار نفر وارد راهرو شدند.
هرچه جلوتر میرفتند، صدای تیکتاک یک ساعت بیشتر شنیده میشد.
تا اینکه جلوی یک در چوبی قدیمی ایستادند.
روی در نوشته شده بود:
«فقط یک نفر میتواند وارد شود.»
همه به هم نگاه کردند.
جونگوک آرام گفت: — این دیگه چه بازیایه؟
ات جعبه را از جونگوک گرفت و با دقت به کلید داخلش نگاه کرد.
سامان گفت: — این کلید حتماً یه جایی از این عمارت رو باز میکنه.
آرین عکس قدیمی را برداشت و پشتورو کرد. — شاید این عکس سرنخ بعدی باشه.
جونگوک به دیوار خیره شد. همان علامت سیاه دوباره روی دیوار دیده میشد، اما این بار یک خط باریک زیرش کشیده شده بود که مستقیم به سمت راهروی شرقی میرفت.
جونگوک گفت: — راهروی شرقی.
سامان ابرو بالا انداخت. — اون قسمت سالهاست بستهست.
جونگوک کلید را از دست ات گرفت و گفت: — پس وقتشه بفهمیم چرا.
چهار نفر وارد راهرو شدند.
هرچه جلوتر میرفتند، صدای تیکتاک یک ساعت بیشتر شنیده میشد.
تا اینکه جلوی یک در چوبی قدیمی ایستادند.
روی در نوشته شده بود:
«فقط یک نفر میتواند وارد شود.»
همه به هم نگاه کردند.
جونگوک آرام گفت: — این دیگه چه بازیایه؟
- ۵۲
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط