{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁷²

کمی اونطرف تر جیمین هنوزم بی حرکت و حرف نگاهش روی سنگ قبری بود که اسم پدرمادرش روش حک شده بود
امیلی میخواست هرجور شده ارومش کنه چون اونم داشت از درد جفتش درد میکشید اما میدونست جیمین برای کنار اومدن با خودشم که شده به این تنهایی نیاز داره تا خودشو جمعوجور کنه
و دوباره بشه ادلر شاهزاده ی جهنم...
اون برخلاف بقیه که جیمینو یه ماشین کشتار و اجرای عدالت میدیدن ، احساسات انسانی جیمین رو دیده بود و بهشون احترام میزاشت پس فقط سکوت کرد و درد جفتشو به قلبش کشید تا به جیمین فرصت بده
خشم و غم جیمین هر لحظه داشت بیشتر میشد و اون کم کم داشت تحمل دردشو از دست میداد تاجایی که برای لحظه ای تنفسش قطع شد و درد قلبش فوران کرد و آخی از زیر لبش فرار کرد
جکسون اما زودتر از همه متوجه حال نامساعد امیلی و چهره ی در همش که نشون دهنده ی درد بود شد یه چیزی اینجا درست نبود؛ نکنه
با فریادی جیمین رو به خودش
آورد : جیمین به چه کوفتی داری فکر میکنی؟ خودتو کنترل کن لعنتی تو یه آلفای اصیلی
با این حرف جکسون جیمین‌‌ به ناگاه به خودش اومد و سریعا به سمت امیلی چرخید که تکیه اش رو به درختی نزدیک ارامگاه داده بود
و چهره رنگ پریده ، دونه های ریز و درشت عرق و چهره در همش نشون از حال بدش میداد تازه متوجه شد باندش رو نبسته و تمام دردی که داشته امیلی هم به جون خریده و هیچی بهش نگفته و توی یه لحظه وجودش تماما خالی و شوکه شد : امیلی
خودشو کنار امگاش رسوند و سریعا توی اغوشش کشید و باندش‌‌رو
بست : امیلی؟ ماه زاده؟ خوبی
-خو..خوبم چیزی نیست
جیمین : لعنت به من چرا نگفتی باندو ببندممم؟
-انقد..خودتو سرزنش نکن هیچ چیز تقصیر تو‌ نیست جیمین..تو مسئول همه چیز نیستی آلفا
جیمین : اما مسئول حال بد تو اینبار منم
-نمیخواستم چیزی بهت بگم چون میخواستم ببینم چه احساسی داری به چی فکر میکنی میخواستم بشناسمت جیمین همین قرارمون بود مگه نه؟ حالا میشناسمت بهتر از ..هرکسی و اینکه شاید
یه امگا باشم و تحمل دردم به اندازه ی یه الفای اصیل مثل تو نباشه اما اینکه جفت توی درد باهم شریک باشن باعث کاهش درد اون یکی میشه و من جز این هیچ کاری ازم برنمیومد.
جیمین : تو حق نداری اینکارو باهام بکنی امیلی.. حق نداری انقدر با تموم اطرافیانم متفاوت باشی.. تو حق نداری دلمو اینطوری بلرزونی
امیلی بی هیچ حرفی فقط سر آلفاشو توی اغوشش کشید و موهاشو نوازش کرد و برای اولین بار بعد از شب بدن منقبض شده و شوکه‌ی جیمین بالاخره به حالت عادی برگشت و بی جون فقط سرشو توی گردن جفتش فرو برد و شونه هاش شروع به لرزیدن کرد
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت 72گردن امیلی از اشکای جیمین خیس بود و قلبش از دید...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷³  توی یکی از خ...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷¹نگاهش روی جیمی...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷⁰و با جهشی خودش...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁴¹امیلی به سمت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط