{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

٠ در خوانده

٠ در خوانده

پارت ۲٠

بخدا خودمم یادم نی قضیه فیک چیبود ببشیددد


ویو کوک:

غرق در درد شدیدی بودم که در با ضربه محکمی به دیوار کوبیده شد و صدای خیلی بلندی از خود بیرون کرد..

_: لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی اون پسره احمق (کلافه)

یه مرد با هیکل ریز و لاغر وارد اتاق شده بود کت شلوار به تن داشت اما باز هم بسیار وحشتناک و غیرقابل تحمل بود..

_: هی جناب جئون جونگ کوک بابت رفدار های ناپسند دوستمون عذر میخواهم..

اون داره درباره کی حرف میزنه. ـ

حرفش قط کردم پرسیدم..

کوک: داری درمورد کی حرف میزنی؟(عصبی)

اولش کمی صورتش جم شد و بعد با لحنی تظاهری تر از قبل پاسخ داد..

_: اون دستمون که اینجا اوردت پسر(لبخند)

شروع کرد به بریدن طناب و باز کردن دستام..

بلند شدم مچ دستام مالش دادم با اخم عمیقی به مرد نگاه کردم..

کوک: جیمین کجاست(عصبی)

_: بهتره فقط با تمام سرعتت فرار کنی وگرنه اون پیدات میکنه

ویو ته:

بعد از ساعت های کاری خسته کننده بلاخره ازاد شده بودم میتونستم کمی استراحت کنم..

گوشیو از جیب شلوارم در اوردم..مثل همیشه اول موقعیت مکانی کوک برسی کردم..

ته: صب کن ببینم کوک.. اون کجاست؟
چرا بیرون از شهره؟

به کوک زنگ زدم ولی گوشیش خاموش بود..

....

اینم پارت ۲٠
به زودیییی بازم میذارمممم
دیدگاه ها (۶۳)

پدر خوانده پارت: ۲۱ویو ته: ته: یونگی... یونگی(داد) شیباللللل...

فصل جدید پدرخوانده با ناممافیای من شروع میشه ولی خبری که بای...

در خوانده پارت ۱۹ببخشید دیر شدددددددویو کوک: چشام باز کردم ب...

ویو کوک: کوک: هی این ماشین.... کوک: جیمینننن دیوونه شدیییی ت...

لبخند قاتلپارت¹¹ویو یونگیهمچن مرد ناشناس رو داشتم تعقیب میکر...

پدر خوانده فصل دوممافیای من part²⁵ویو ته: پهن زمین شد.. بیخی...

#اونـ_مالـ_منهـpart 3 کوک: خیلی خسته بودم اومدم تو اتاقم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط