پدر خوانده
پدر خوانده
پارت: ۲۱
ویو ته:
ته: یونگی... یونگی(داد) شیباللللللل لعنتی بردار (عربده)
ویو یونگی:
از حموم بیرون اومدم حوله دور سرم پیچیدم یسری چیزا برسی میکردم...
نوتیف پیام های ته اومد..
یونگی: چخبره چی شده(تعجب)
ویو مکالمه پیغانی!
ته: هی یونگی فاکین کدوم گوری چرا گوشیتو برنمیداری ها؟ 😡
یونگییییییی
فاکککک
بیااا
بردار این لعنتیو
گور خودتو بکن
یونگی: چخبره چیشده چته؟ 😳
پیغام نفرستاده بودم که تهیونگ به گوشیم زنگ زد... برداشتم..
یونگی: چته؟(تعجب)
ته: پاشو بیا اینجا باید بریم دنبال کوک (داد)
یونگی: اون بچه نیومده دردسر درست کرد؟(عصبی)
ته: اگه جونت برات مهمه گمشو بیا(عربده)
ویو ته:
گوشی قط کردم..
کوک... کوک.. نترس دارم میام دنبالت..(داد)
پارت: ۲۱
ویو ته:
ته: یونگی... یونگی(داد) شیباللللللل لعنتی بردار (عربده)
ویو یونگی:
از حموم بیرون اومدم حوله دور سرم پیچیدم یسری چیزا برسی میکردم...
نوتیف پیام های ته اومد..
یونگی: چخبره چی شده(تعجب)
ویو مکالمه پیغانی!
ته: هی یونگی فاکین کدوم گوری چرا گوشیتو برنمیداری ها؟ 😡
یونگییییییی
فاکککک
بیااا
بردار این لعنتیو
گور خودتو بکن
یونگی: چخبره چیشده چته؟ 😳
پیغام نفرستاده بودم که تهیونگ به گوشیم زنگ زد... برداشتم..
یونگی: چته؟(تعجب)
ته: پاشو بیا اینجا باید بریم دنبال کوک (داد)
یونگی: اون بچه نیومده دردسر درست کرد؟(عصبی)
ته: اگه جونت برات مهمه گمشو بیا(عربده)
ویو ته:
گوشی قط کردم..
کوک... کوک.. نترس دارم میام دنبالت..(داد)
- ۲.۳k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط