{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.42.
(پایان فلش بک)

اه همین ۶ جمله به جی یون اسیب زد نباید اونقدر می‌نوشیدم باید از دلش در بیارم
* بیخیال گریه شدم
رفتم بیرون هواخوری که جونگ کوکو دیدم
کاترین زنگ زد
(^کاترین)
^..جی یون حالت خوبه..
+..اره خوبم ..
^..میخواستم بگم امروز شرکت بخاطر پارتی تعطیله
..
+..اوکی پس ما با بی تی اس میریم اماده بشیم..
قطع کردم
زنگ زدم جیهوپ
+..جیهوپ منو دخترا میریم خونه شما هم سریع بیاین..
جیهوپ..اوکی..
قطع کردم
دخترا اومدن منم بدون اینکه با جونگ کوک حرفی بزنم رفتم
رسیدیم پسرا هم اومدن رفتم تو اتاق جیهوپ که لباسامو بپوشم
(عکس لباسش هست)
یک لباس پوشیدم که تا بالای زانو هام بود و قسمت بالاتنش و دستاش باز بود یه میکاپ لایت کردم و رژ همرنگ لباسم که قرمز بود زدم که صدای در اومد جیهوپ بود
گفت..نونا می تونم بیام تو ..
+..اره بیا تو ..
اومد تو
گفت..دارم خواب میبینم یا واقعیتههه آخه ..
+..شرمنده میکینی نه اونقدرم خوب نشدم اصن..
گفت.. مثل فرشته ها شدی نونا چه لباس بهت میاد..
+..چه داداشی بلایی
گفت.. کارت تموم شده بریم بیرون ..
+..اره بریم..
رفتیم بیرون که جونگ کوک از اتاقش اومد بیرون و منو جیهوپو دید‌
_..این چه لباسیه تو پوشیدی هااااا..
باداد گفت که یهو جیهوپ بهش گفت.. چته تو اصن من بهش اجازه دادم ..
+..جیهووپ اوکی آروم باش..
_..جدی ولی من اجازه نمیدم..
+..به تو ربطی نداره من با همین لباس میام..
_..دارم بهت میگم برو عوضش کن سریع من اجازه نمیدم با همچین لباسی بین اون همه پسر لاشی بیای..
جیهوپ گفت.. من خودم حواسم بهش هست تو نمی خواد کاریش داشته باشی..
_..عه که اینطور پس..
که جیهوپ گفت.. جی یون برو تو ماشین ..
از قیافه جونگ کوک معلوم بود که الان دوست داره بزنه همچی رو بشکنه دستاشو مشت کرده بود به من نگاه میکرد که سریع رفتم به سمت در رفتم بیرون که سوار ماشین بشم
&ساعت تقریبای هفت نیم هشت بود که رسیدم ماشینو پارک کردم دیدم که ماشین جیهوپم بود رفتم پایین کارت دعوتو دادم وارد شدم جی یونو دیدم که با جیهوپ سر یک میز وایستادن یکم خیالم راحت شد و لباسشو که میدیدم اعصابم بهم می‌ریخت می خواستم بگیرمش ببرمش از چشم همه دورش کنم
که یهو یکی زد به شونم تهیونگ و سه جو اومدن داخل تهیونگ یه تنه زد بهم گفت .. چته پسرم چیکاری..
_..از دست جی یون اعصابم بهم ریخته ..
یه نگاهی به جی یون انداخت بعد گفت..فهمیدم پسرم باز رگ غیرتت زده بالا با خنده ..
_..خب حالا باشه ..
سه جو .. من میرم پیش جی یونو و بچه ها چرا قیافه جی یون پکره باز چیکارش کردی هااااا پسرههه..
تهیونگ.. عه عه باشه ..
دیدگاه ها (۰)

part.43._..من ؟ از خودشو جیهوپ میتونی بپرسی سه جو ..باشه پس ...

part.44._ ..من باهات حرف دارم..+..بگو می‌شنوم.. _..ببین همه ...

part.41.گفتم.. اره همون شب اگه التماسم نکرده بود الان سرت از...

part.40.داشت می‌رقصید که دستش خورد به دست دنسر و زخم ی شدخان...

part .36.&.از اتاق اومدیم بیرون یعنی بخاطر من ....همه حاظر ب...

part.37.جین.. پس جونگ کوک مگه پشت تو نبود نامجون..نامجون .. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط