{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دوید

یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن و همزمان با موبایلم بگم :
لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه ، کلی آدم بیگناه اینجا هست !
توهم در حد سراب های بیابان های ۱۵۰ درجه آمازون …
دیدگاه ها (۱)

ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪﻡ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﻗﺒﺮﻡ ﺑﻮﺩ، ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﺟﻨﺎﺯﻡ، ﻳﻜﺪﻓ...

من موافق این متنم شماچی؟؟!

"با نگاهت آتش می زنیبا دستت خاموشی،چه کار است!...... نگاه مک...

مگه اشک چقد وزن داره، ک با خالی شدنش این همه سبک میشیم؟........

☆فــیـک:𝑷𝒓𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒔𝒊𝒏&بـــهـــآی گــنــآه☆𝑷𝒂𝒓𝒕:¹ ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

تولدم مبارک

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟐مری:اره ، خب دیگه پسر جون من میرم، راس...

پارت سوم|دیدارپارک لاراـ میچا، حداقل بگو کجا داریم می‌ریم!می...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط