{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝕡𝕒𝕣𝕥:⁹

𝕡𝕒𝕣𝕥:⁹
°تهیونگ°
بالاخره راضی شد بریم خونه من
بعد چند دقیقه رسیدم وقتی وارد خونه شدیم ا/ت مثل ندید پدیدا شده بود
یجوری به خونه نگاه میکرد که انگار چیزی عجیبی دیده
ا/ت:ته ته
تهیونگ:جانم
ا/ت:تا چند وقت پیش جوابت چته بود الان شد جانممممم؟
تهیونگ:خب حالا
چیکارم داشتی که صدام کردی
ا/ت: عااااا آره
میگم کجا باید بخوابم؟
تهیونگ:پیش من
ا/ت:شوخی میکنیش دیگه؟
تهیونگ: نه کاملا جدیم
ا/ت:نه نه نه من پیش تو نمی خوابم میام رو این کاناپه می خوابم
تهیونگ:چرا کاناپه؟ یه عالمه اتاق هست
ا/ت:خب اگه اتاق هست چرا باید پیش تو بخوابم
تهیونگ: خبببب دوست دارم
مثلا دوست دخترمی
ا/ت:دوست دخترررر؟
یه بوست کردم هوا برت نداره
تهیونگ:ا/ت تروخدااااا لطفااااا
ا/ت:اذیت نمیکنی؟
تهیونگ:نه اصلا اذیتت نمیکنم
ا/ت:میتونم بهت اعتماد کنم؟
تهیونگ:اره اره
ا/ت:قول میدی؟
تهیونگ:قول میدم
ا/ت:باشه قبوله
انقدر خوشحال بودم که مثل بچه ها بالا پایین میپریدم
دستشو گرفتم و رفتیم بالا تو اتاقم
اون سمت راست تخت خوابید منم سمت چپ
تهیونگ:ا/ت میشه بغلت کنم؟
ا/ت:این دیگه زیادیه
شرمنده از من نخواه
تهیونگ:ا/ت لطفاااا
قیافمو کیوت کردم که اجازه بده بغلش کنم
ا/ت:خوبه قول دادی اذیتم نمیکنی
سرمو واسش کج کردم که اومد لپمو گاز گرفت
تهیونگ:چرا گاز میگیری دردم گرفت
ا/ت:زیادی کیوت بودی درضمن خودت گفتی دوس دخترتم نمیتونم؟
°ا/ت°
همین گفتم دوس دخترتم محکم بغلم کردو دراز کشید رو تخت
ا/ت:چیکار میکنی موهام کنده شددددد
از بغلم جدا شد
تهیونگ:ببخشید
روشو کرد اونوری دراز کشید
هیچوقت دوست نداشتم دل کسی رو بشکنم پس محکم از پشت بغلش کردم
برگشت سمتمو محکم تر بغلم کرد و باهم خوابیدیم.....
................................................................‌‌
بفرمائید اینم پارت 9
سعی میکنم تا بعد از ظهر پارت ۱۰ بزارم
دیدگاه ها (۰)

𝕡𝕒𝕣𝕥:¹⁰°ا/ت°ساعت 3 نصفه شب بود که یه صدایی اومد از بغل تهیون...

چه کشف خفنی😁😁

روز پدر رو به باباهاتون تبریک بگین چه زمینی باشن چه آسمونی:)...

𝕡𝕒𝕣𝕥⁸دستمو قاب صورتش کردما/ت:هی هی ته ته گریه نکن مهم اینه ک...

خون آشام پنهان ۱۹

𝒑𝒂𝒓𝒕:14ته: خوبه من حالا من خودم بعدا بهت زنگ میزنم و گوشیو ق...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط